نویسنده :
مهندس ح . م. ح - ساعت 16:12 روز سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385
سلام
۱- از اینکه مرتب نمی تونم به روز کنم شرمنده ام. (آخه دائم در سفرم)
۲- بعضی دوستان در مورد صحت و سقم نظرسنجی پرسیدن باید بگم چون فقط ۳ نفر از ۲۳ نفر در این نظر سنجی شرکت کردن(در مورد درس آموزش بهداشت) نمی تونه معتبر باشه ... اما من اون رو روی وبلاگ قرار دادم تا بدونین که نظراتتون می تونه تصویر درست یا غلطی از کلاس های من به من بده ... اگه می خواین بهتر باشه پس مشارکت بیش تری داشته باشین
۳- همچنین دوستمون اشاره کردن که چرا به نظراتشون پاسخ داده نمی شه... فعلا برای اینکه با کلیه نظرات ارائه شده آشنا بشین همه رو می ذارم اینجا
۴- من به ترتیب پیام های هر آیتم اینجا جایگذاری کردم (پیام ها رو) اگه می بینین تا ریخ پیام های یک آیتم ممکنه متفاوت باشه به خاطر اینه که دوستان در روزهای مختلفی برای یک آیتم (حالا گاه در ارتباط با آیتم دیگه هم بوده) پیام گذاشتن
تا بعد
بدرود
|
نويسنده: SEYED HOMAM ED DIN JAVADZADE |
دوشنبه 11 ارديبهشت1385 ساعت: 9:55 |
|
دستتون درد نکنه اینجوری بیشتر به شما دسترسی داریم |
|
|
وب سايت پست الکترونيک |
|
نويسنده: علیرضا درتومی |
دوشنبه 11 ارديبهشت1385 ساعت: 10:43 |
|
سلام آقای محدث واقعآ ایده ی جالبیه این طوری خیلی بهتره امیدوارم همیشه موفق باشید . |
|
|
پست الکترونيک |
|
نويسنده: محسن نیازی |
دوشنبه 11 ارديبهشت1385 ساعت: 10:45 |
|
سلام از روش تدریس جدید شما نهایت رضایت را دارم متشکرم |
|
|
|
|
نويسنده: جمشید ایزانلو |
دوشنبه 11 ارديبهشت1385 ساعت: 10:51 |
|
سلام روز بخیر ایده های شما همیشه تازه بوده اینجوری میتونیم ارتباط بیشتری با هم داشته باشیم به شما سر خواهیم زد
با تشکر از زحمات شما
j.e |
|
|
وب سايت پست الکترونيک |
|
نويسنده: جمشید ایزانلو |
دوشنبه 11 ارديبهشت1385 ساعت: 11:2 |
|
آدرس وب سایت را اشتباه داده بودم
به جای g باید j می شد |
|
|
وب سايت پست الکترونيک |
|
نويسنده: ایمانی |
دوشنبه 11 ارديبهشت1385 ساعت: 11:56 |
|
آقای محدث سلام امیدوارم که در تمام مراحل زندکی خود مفق باشید یک انتقاد در گلاس روش تحقیق نسبت به من اشتباه فکر کردید وهنوز هم از من دلخور هستید |
|
|
پست الکترونيک |
|
نويسنده: محمد درخشان |
دوشنبه 11 ارديبهشت1385 ساعت: 12:9 |
|
سلام I LOVE YOU
GOD BY |
|
|
|
|
نويسنده: خدابنده |
يکشنبه 17 ارديبهشت1385 ساعت: 12:52 |
|
از اینکه من را به عنوان دبیر انتخاب کردید ممنونم
راستی مارو تو نمایشگاه تحویل نگرفتید
توی خطراتتونم داخل وبلاگ هم جوری نوشتید که انگاری اصلا ما رو ندیدید
راستی به شماخوش گذشت یا نه به ما که خوش گذشت
از ایزانلو هم تشکر میکنم که کمک کرد برای شما پیغام بذارم |
|
|
|
|
نويسنده: احمد رضائی |
دوشنبه 18 ارديبهشت1385 ساعت: 12:3 |
|
سلام
امیدوارم که در تمام مراحل زندگی موفق باشید امیداورم این دروس را تا اخر ترم به ما تدریس کنید و تا اینجا که به حال دادین ما رو به یکی دیگه نسپارین
مرسی
خدانگهدار
you are ok |
|
|
|
|
نويسنده: رضا گریوانی |
دوشنبه 18 ارديبهشت1385 ساعت: 12:13 |
|
ضمن تبریک روز معلم خواهشمندم کلاسها را ادامه دهید
فعلآ ... |
|
|
وب سايت پست الکترونيک |
|
نويسنده: جوادزاده |
پنجشنبه 21 ارديبهشت1385 ساعت: 10:33 |
|
سلام آقای محدث . واقعا اگه شما بخواید برید ما جیز بزرگی رو از دست میدیم . یه استاد توانا و خوش فکر رو . لااقل دلتون برای ما بسوزه .
متشکر |
|
|
وب سايت پست الکترونيک |
|
نويسنده: شاگرد تنبل |
يکشنبه 21 خرداد1385 ساعت: 1:7 |
|
سلام مجدد آقای محدث عزیز اگه یه جواب کوچولو به نظرا توی همین لیستا می دادید خوشحال می شدیم . و شاید اینطوری بازم مثل قدیم بچه ها بیان و به مطالبتون هم یه سری بزنن و هم یه نظری بدن . چون انگار دیگه بچه ها من ما رو فراموش کردن . قربان شما شاگرد تنبل اینم ایمیلم : amualisina@yahoo.com فعلا ٌ خدانگهدار ( بدرود ) |
|
نويسنده: مهدی بختیاری مقدم |
دوشنبه 11 ارديبهشت1385 ساعت: 10:43 |
|
من منتظر نوشته های شما هستیم |
|
|
پست الکترونيک |
|
نويسنده: علی میرزاعلی |
دوشنبه 11 ارديبهشت1385 ساعت: 11:7 |
|
از اینکه پرسپولیسی هستید خوشحالم با ارزوی موفقیت برای شما و همچنین پرسپولیس در جام حذفی |
|
|
پست الکترونيک |
|
نويسنده: آبیته |
پنجشنبه 21 ارديبهشت1385 ساعت: 10:25 |
|
از اینکه استقلالی نیستید خوشحال تریم . حیف نیست . به هر حال استاد جون آی لاوی یو وری ماچ . فعلا گود بای |
|
نويسنده: بنده ی خدا |
شنبه 16 ارديبهشت1385 ساعت: 16:18 |
|
همون عکس قبلیتون قشنگتر بود .mer30 |
|
|
وب سايت پست الکترونيک |
|
نويسنده: مریم لنگری زاده |
شنبه 6 خرداد1385 ساعت: 12:15 |
|
باسلام وخسته نباشید.نظر درمورد کلاس جمعیت شناسی.استاد بسیار فعالی هستیدو یادگیری درکلاس شما راحتر است.برخوردتان با دانشجویان عالی است و به نظرات انهااهمیت میدهید.یک انتقاد:شما خیلی به رفت وآمد بچه ها حساس هستید. |
|
نويسنده: S H J |
يکشنبه 17 ارديبهشت1385 ساعت: 9:56 |
|
استاد روزت مبارک . یک هدیه ی ناقابل تقدیم به شما : ____________***__*_**** ___________ ____________**__**_____* __________ ___________***_*__*_____* _________ __________****_____**___****** ____ _________*****______**_*______** __ ________*****_______**________*_** ________*****_______*_______* _____ ________******_____*_______* ______ _________******____*______* _______ __________********_______* ________ __***_________**______** __________ *******__________** _______________ _*******_________* ________________ __******_________*_* ______________ ___***___*_______** _______________ ___________*_____*__* _____________ _______****_*___* _________________ _____******__*_** _________________ ____*******___** __________________ ____*****______* __________________ ____**_________* __________________ _____*_________* __________________ _____________*_* __________________ ______________** __________________
ان شاء الله که همیشه و در همه ی مراحل زندگیتون در پیشرفت موفق باشید . |
|
|
|
|
نويسنده: mohsen neazi |
دوشنبه 18 ارديبهشت1385 ساعت: 12:1 |
|
به امید موفقیت شما در تمام عرصه های زندگی |
|
|
|
|
نويسنده: mohsen neazi |
دوشنبه 18 ارديبهشت1385 ساعت: 12:5 |
|
ضمن تبریک هفته ی معلم امیدوارم در تمامی عرصه های زندگی موفق باشید |
|
|
|
|
نويسنده: mohsen neazi |
دوشنبه 18 ارديبهشت1385 ساعت: 12:17 |
|
سلام ضمن تبریک هفته ی معلم امیدوارم همیشه موفق باشید |
|
نويسنده: نیازی |
يکشنبه 24 ارديبهشت1385 ساعت: 11:24 |
|
سلام استاد طرح زیبایست به امید دیدار |
|
نويسنده: جوادزاده |
پنجشنبه 21 ارديبهشت1385 ساعت: 10:34 |
|
سلام آقای محدث . واقعا اگه شما بخواید برید ما جیز بزرگی رو از دست میدیم . یه استاد توانا و خوش فکر رو . لااقل دلتون برای ما بسوزه .
متشکر |
|
نويسنده: ایرج |
دوشنبه 25 ارديبهشت1385 ساعت: 18:31 |
|
باسلام وگفتن خسته نباشيد بسيار به شما .مطالب شما را خوندم احساس ميكنم دانشجويانتان (البته به گفته خودتان در عالم ديگري سير ميكنند ) علاقه اي به درس ندارند شايد از آيندهاي تاريك ميترسند ومطمئنا شما را نيز با كردار خود خسته ميكنند .اميد دارم شما حتما دركارتان موفق خواهيد شد. |
|
|
وب سايت پست الکترونيک |
|
نويسنده: محدث |
دوشنبه 25 ارديبهشت1385 ساعت: 18:50 |
|
سلام دوست عزیز از نظر شما ممنون. اما من معتقد نیستم که دانشجویان من در عالم دیگری سیر می کنند( شاید بعضی ها ولی نه اکثر آنها ... نمی دانم از کجای مطلب من چنین چیزی برداشت می شود؟) در ضمن هرگز خسته نمی شوم. من سخت تر از این حرف ها هستم . شعار من این است. زندگی سخت است اما من سخت ترم. موفق باشید. |
|
نويسنده: neazi |
يکشنبه 31 ارديبهشت1385 ساعت: 11:15 |
|
فقط اینکه مطلب زیبایی است |
|
نويسنده: جمشید ایزانلو |
يکشنبه 31 ارديبهشت1385 ساعت: 14:56 |
|
سلام کلاس خوبی با هم داشتیم روزی که بستنی خوردیم
بستنی خوشمزه بود
اگه میشه بازهم ازاین کارها بکنید |
|
نويسنده: پرنیان |
دوشنبه 1 خرداد1385 ساعت: 15:16 |
|
سلام خوبید استاد؟ خسته نباشید ایک سالی هست که دانشجو نیستم راستش از رشته شما هم چیزی نمی دونم اما برام جالب بود استادی وبلاگ داشته باشه و از روزمره اش بگه داستان چند پست قبلتون جالب بود البته داستان که نه حقایق دور و برماهاست براتون آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم در روشی که پیش گرفتید پیروز باشید در ضمن اگر قرار بوده فقط همکاران و دانشجو هاتون نظر بدند جسارت من را ببخشید |
|
|
وب سايت |
|
نويسنده: محدث |
سه شنبه 2 خرداد1385 ساعت: 10:14 |
|
سلام دوست عزیز امیدوارم در زندگی جدید(دوران بعد از دانشجویی) موفق باشین. اینجا همه اجازه دارن و حق دارن که پیام بذارن . از لطفتون هم ممنونم بدرود |
|
نويسنده: مبارزه ای |
يکشنبه 21 خرداد1385 ساعت: 0:40 |
|
سلام باحالی از خودتونه کلاساتون خیلی خوش میگذره ولی حیف که ترم تموم شد ان شا ا... سال بعد باهم باشیم
!!ولی یادتون باشه نگفتید حذف شدیم یا نه !! :( :) |
|
نويسنده: یکی |
شنبه 6 خرداد1385 ساعت: 20:4 |
|
جوون بودید خوشتیپ تر بودید |
|
|
پست الکترونيک |
|
نويسنده: دکتر محمد کمالی |
شنبه 6 خرداد1385 ساعت: 23:33 |
|
سلام. از لطف شما ممنون. از اینکه تا حالا وبلاگ شما را ندیده بودم متاسفم. تبریک میگم بخاطر متن های خوب و صمیمانه ای که می نویسید. مطمئن هستم که دانشجویان از کلاسهای شما استفاده خوبی می برند. برایتان آروزی سلامت و توفیق روزافزون دارم.... |
{ کلاس جمعیت } |
| نظر شما در مورد کلاس جمعیت 8 خرداد چیست؟ |
خیلی بد و خسته کننده ( 0رای، 0%)
 |
خیلی بد به خاطر استرس فراوان ( 1رای، 20%)
 |
بد بود به خاطر فشار و استرس ( 0رای، 0%)
 |
متوسط ( 0رای، 0%)
 |
خوب به خاطر هیجان و رقابت ( 1رای، 20%)
 |
خیلی خوب به خاطر هیجان و رقابت ( 3رای، 60%)
 |
خوب به شرط کمتر شدن سرو صدا ( 0رای، 0%)
 |
خیلی خوب به شرط تناسب سوالات ( 0رای، 0%)
 |
سلام
ممنون از همه دوستان
۱- حال پدرم بهتره ... خدا رو شکر
۲- خیلی سرم شلوغه وقت نمی کنم به روز کنم
۳- کلی بحث عقب افتاده هست که باید بیارم روی وبلاگ وقت نمی کنم
۴- قصد نوشتن مطالب تخصصی و علمی محض رو در این وبلاگ ندارم. فلسفه وجودی این وبلاگ ارتباط صمیمی و راحت و به دور از قالب هاست با دانشجویان و گرفتن بازخورد از اون ها و سایر دوستان
۵- قصد نوشتن وبلاگ گروهی اختصاصی رو داریم . از همه آموزش بهداشتی های عزیز دعوت می کنم به ما ملحق بشن
http://www.salamatt.blogfa.com/
۶- بعداْ از کلاس هام بیش تر خواهم نوشت
باقی بقای شما
بدرود
لعنت به تو ای دیابت...
ادم حاد ریه ... همین چند کلمه کافی بود تا بفهمم مشکلی که چند ساعت پیش پدرم رو راهی بیمارستان کرده چقدر جدیه... تهران بودم که خبردار شدم. دیابت این بیماری مخوف، موذی ، مرموز... بیماری ای که : جسم را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد...
سال هاست که که این بیماری ذره ذره وجود پدرم را در خود حل می کند، نابود می کند... چشم، پا، کلیه ، قلب، ... شاید اگه یک هزارم مشکلاتی رو که پدرم تجربه کردند من تجربه می کردم تا حالا هزار بار مرده بودم ، خورد شده بودم ... پودر شده بودم... اما پدرم همچنان با روحیه ای قوی با امیدی فراوان و ایمانی راسخ و اراده ای استوار به زیستن می اندیشید و تکیه گاه نا امیدی های ما می شود.
سال هاست که دیابت فکر من رو به خودش مشغول کرده و من هیچ کاری براش نکردم. می خوام از این به بعد اولویت های پژوهشی خودم رو بر روی دیابت متمرکز کنم. اگه دانشجویانم هم بخوان در این زمینه کار کنند روی حمایت های همه جانبه من حساب کنند.
پدر ... واژه ای مقدس و در عین حال مظلوم در زندگی منه. مردی که یکه و تنها بار زندگی خانواده ای رو با حقوق متوسط کارمندی به دوش کشید خم به ابرو نیاورد و الحق که در آزمون زندگی سربلند و پیروز بیرون آمد. مردی که در کودکی ، زمانی که باید حمایت پدر رو بر شانه های خود احساس می کرد مجبور شد تابوت پدر را بر دوش تا گورستان حمل کند. زمانی که باید با همسالان خود با بازی های کودکانه بپردازد مجبور بود برای تامین معاش خود و مادرش وارد دنیای پر از دروغ بزرگ تر ها شود... او بزرگ شد و هنگامی که خود پدر شد تصمیم گرفت هر آنچه خود بدان ها نرسیده بود برای فرزندانش تامین کند. او یکه و تنها بدون حمایت شدن از طرف کسی ( نه خواهری و نه برادری ... نه قوم دلسوزی و نه خویش همراهی... همه اشنایان غریبه) ماند ، جنگید و زندگی کرد... حال حاصل سال ها تلاش او ما فرزندان ناسپاس او هستیم ... یکی فوق لیسانس روابط بین الملل... یکی پزشک ... یکی کارشناس ارشد آموزش بهداشت... دیگری کارشناس بهداشت عمومی ... یکی کارشناس مترجمی زبان انگلیسی... و آخری هم در آستانه ورود به دانشگاه.... هر یک برای خود داراری افتخاراتی که بی شک مدیون او هستند...
حالا او در بستر بیماری و من فرزند ناخلف ، آنقدر مشغول دنیا و مافیها که فرصت رفتن به مشهد و عیادت او را ندارم ... چه کنم ... نمی دانم .... شاید این روزها رفتن به بالین او تنها کاری باشد که بتوانم برای او انجام دهم ... در قبال تمام کارهایی که برایم کرده است... تنها می خواهد که در کنارش باشم ( حتی این را هم نمی گوید ... )
هر جوری شده امروز باید برم... قرار نیست که فقط موقع خوشی ها و سلامتی ها کنار هم باشیم... باید هر جور شده برم...
ای دیابت ... لعنت به تو...
پدر ! اکنون با الهام از تمام کلمات عاشقی عالم و با خالصانه ترین ارادت ها و زیباترین کلمات و صمیمی ترین احساسات ، با علم به همه خوبی هایت و با عشق به تمام بزرگواری هایت و با اعتراف به همه مظلومیتت و با استفاده از این قلم قاصر و این زبان الکن و با شوری که از یاد آوری عظمتت د ردلم به پا می شود با بغضی گرفته در گلو و اشکانی در چشم و دلی مالامال از عشق تو ، فریاد می زنم:
پدر! دوستت دارم...
دعا کنید...
... اشک دیگر امانم نمی دهد...
سلام
باز دارم می رم سفر و باز هم یه حس غریب...
از دوست عزیز هم رشته ایم متشکرم...
در مورد کمیته پژوهش های دانشجویی هم بذارین بعد از سفر مفصل می نویسم
تا بعد بدرود
سلام
امروز درس جمعیت رو با دانشجویان بهداشت خانواده با دو روش برگزار کردم . کار در گروه های کوچک و مسابقه گروهی با ایجاد رقابت و هیجان در بین گرو ها جهت افزایش یادگیری و مشارکت فراگیران در فرایند آموزش.
البته خوبی ها و بدی هایی دارد . امروز لااقل برای گروه بجنورد روز خوبی نبود چون نتوانست در رقابت با دیگران موفقیتی کسب کند و از میانه کار به کلی جریان آموزش را رها کرد و ... البته من سعی کرده بودم سوالات را طوری انتخاب کنم که با آموخته ها و توانایی های گروه های مختلف تناسب داشته باشد. تا با احساس مثبت نسبت به خود و احساس کفایت روند رو جلویی داشته باشیم .اما خوب گویا در مورد گروه بجنورد کمی در محاسبات خودم اشتباه کرده بودم . برا ی طراحی های آینده باید پارامترهای بیش تری را در نظر بگیرم...
امیدوارم این جلسه باعث نشه که اونا خودشون رو ببازن یا احساس عدم کفایت کنن و دچار یک سیکل معیوب در یادگیری بشن. امیدوارم با آمادگی کامل تر، انسجام گروهی بیش تر و تفاهم بیش تر در گروه و رفع نقاط ضعف موجود به یک رقابت دوستانه و مفید با گروه های دیگه بپردازن...
من به اون ها امیدوارم و اطمینان دارم که می تونن ... اونها چی آیا اونها هم همین نظر رو نسبت به خودشون دارن؟
بدرود
(راستی در نظر سنجی هم شرکت کنین حتماْ ... کمی سوالات ممکنه مشکل داشته باشه ... تعداد پاسخ های خوب هم بیش تر از بد هاست .. می دونم این از سر ناچاریه... با همین گزینه ها هم می تونیم یه تصویری از نظرات شما داشته باشم... در ضمن بعضی از دوستان بدون انتخاب گزینه روی نظر دهید کلیک می کنند لطفاْ ابتدا انتخاب کنین بعد روی نظر دهید کلیک کنین.. ممنون)
سلام
امروز کلی کار دارم (کلی کار هم انجام دادم )
امروز برای گروه بجنورد (در درس جمعیت شناسی برای تمرینات گروهی ، دانشجویان را به سه گروه تقسیم کردیم و قرار شد هر گروه برای خودشان یک اسم هم انتخاب کنند اسامی بدین شرح از سوی دانشجویان ارائه شد: ۱- بجنورد ۲- پاندروسا ۳- رامسر ) البته ۳ نفر از اونها ۱۳ مرحله انجام تحقیقشون رو برای بررسی نوع مرگ در تصادفات بجنورد بهشون دادم . امیدوارم این بار راضی باشند(چون توی پیام ها نوشته بودند برای انجام تحقیق ما رو خوب راهنمایی نکردین!!!)
ساعت ۱۱:۳۰ جلسه داریم برای انتخاب پرستار نمونه ( حالا من چرا باید در مورد پرستار نمونه نظر بدم نمی دونم . شاید فقط به خاطر اینکه مسئول مرکز مطالعات و توسعه آموزش پزشکی دانشکده هم هستم ... شاید...)
ساعت ۱۲ هم جلسه پنجم ارتقاء آموزش ضمن خدمت کارکنان است. من فقط روی قسمت نیاز سنجی، روش های تدریس و کلاْ تکنولوژی آموزشی آموزش ها کار می کنم.
اما این همه نوشتم و باز هم نتونستم از کارگاه تکنولوژی گناباد بنویسم. کارگاه جالبی بود برای من. تدریس برای کارشناسان و مسئولان ستادی معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی گناباد تجربه خاص و جالبی بود. به خصوص اینکه از قبل هم جبهه گیری شده بود و خیلی ها مدعی بودند که وقتی ما اینجا نیروهایی مثل دکتر مشکینی و مهندس مطلبی داریم چرا باید از دانشگاه دیگه استاد بیاریم. من کاری ندارم چرا از اون نیروها استفاده نشده بود. برای من مهم این بود که کلاس خوبی داشته باشم و بتونم حداکثر یادگیری رو در اون کلاس برای فراگیران فراهم کنم.
خب، خوشبختانه تا حد بسیار زیادی تونستم جبهه گیری اولیه رو از بین ببرم و ارتباط خوب و موثری رو با شرکت کنندگان داشته باشم. کار گروهی بعد از ظهر کارگاه و شرکت فعال شرکت کنندگان یکی از علائم برقراری این ارتباط بود( جو صمیمی و شرکت و فعال در تمام طول کارگاه هم یکی دیگر از این نشانه ها)
در کارگروهی بعد از ظهر هر کدام از گروه ها مجاز بودند طبق الگوی طراحی منظم آموزشی ، روش مناسبی رو انتخاب کنند و پس از کار در گروه اون رو ارائه بدهند . سپس افراد سایر گروه به نقد اون ها بپردازند(اول نقاط قوت و سپس نقاطی که باید تصحیح می شد) .
روش های انتخاب شده بدین شرح بود
۱- سخنرانی - موضوع بهداشت دوران بلوغ - گروه مخاطب: دختران سوم راهنمایی- به همراه پرسش و پاسخ در انتهای سخنرانی
۲- سخنرانی همراه نمایش عملی و پرسش و پاسخ - بهداشت دهان و دندان - دانش آموزان سال پنجم ابتدایی
۳- بازی- ( قصه و بازی کجای حرفم غلطه ؟ ) - بهداشت فردی- پیش دبستانی- (هدف : حیطه عاطفی )
۴- ایفای نقش - نحوه بازرسی بهداشت محیط و برخورد با مغازه داران نافرمان- گروه هدف: کاردانان تازه فارغ التحصیل بهداشت محیط که تازه استخدام شده اند یا طرحی هستند( چه گروه هدف طولانی ای!!!)
۵- توفان مغزی!!!( توفان فکری، بارش افکار، فرافکنی افکار...)-
*****
در مورد بازی ( و حتی ایفای نقش) مثل همه گروه های دیگه و جاهای دیگه که درس می دم یا بحثش پیش می آد این جا هم معتقد بودند که بازی فقط برای بچه ها خوبه ( حتی یکی می گفت ما که مسئولان ستادی هستیم نباید همه روش ها رو یاد داشته باشیم به ما فقط باید سخنرانی و کارگاه رو بگین) ولی من کاملا با این عقیده مخالفم . من اعتقاد دارم بازی از ابتدای زندگی تا لحظه مرگ می تونه برای ما جذاب باشه ... بازی های آموزشی می تونه برا ی همه سنین طراحی بشه... نکته مهم در اینه که این بازی ها به خصوص برا ی سنین بالاتر باید هوشمندانه تر، دقیق تر و با وسواس بیش تری طراحی بشه...
گاهی وقت ها اصلا ممکنه یه روش آموزشی به نوعی بازی باشه ولی چون فراگیر نمی دونه این هم یه بازیه یا بهشو نمی گن: حالا می خوایم بازی کنیم، جبهه گیری هم نمی کنه
مثال:
یک تمرین مدیریتی هست که برای مدیران در همه رده می شه اجراش کرد. مدیران در جلسه می نشینن و یکی از اونها به بحث و اظهار نظر در مورد یک موضوع می پردازه . هرگاه که اون گوینده از بحث اصلی خارج می شه و به بیراهه می ره بقیه شروع می کنن به گفتن : بله .. بله ... بله .. تا اینکه اون متوجه بشه و به موضوع برگرده و اون ها هم ساکت می شن... خوب این اگه اسمش بازی نیست چی می تونه باشه؟
من در حال طراحی یک سری بازی هستم که برای دانشجویان خودم در کلاس ها اجرا کنم ... دانشجو چه گناهی کرده که مجبوره ۹۰ دقیقه مثل مجسمه در کلاس ما بشینه و ... یاد فردریش فرابل افتادم ... کتاب زبان سال اول دبیرستان... یادتون هست... همونی که به خاطر سختی های مدرسه و بی روح بودنش وقتی بزرگ شد کودکستان رو طراحی کرد(کیند(ر)گاتن(گاردن) ) باغ کودک!!!
اگر اعتقاد ما اینه که در اون ۲ ساعت کلاس ما نمی تونیم همه چیز رو به دانشجو یاد بدیم و وظیفه خودشه که بره و مطالعه کنه و سرچ کنه و یاد بگیره ... پس لااقل راه های یاد گرفتن رو در کلاس ها به اون ها یاد بدیم... کاری کنیم که از کلاس های ما خاطره بدی نداشته باشن... کاری کنیم که اون ۲ ساعت جزء لحظه های شیرین و تکرار ناپذیر زندگی اون باشه( لازم نیست اون جا عملیات ژانگولر انجام بدیم یا دائم لطیفه تعریف کنیم تا بخندند یا ...)
باید برم دیرم داره می شه ... بعداْ مفصل تر خواهم نوشت .
ضمن تشکر از آقای دکتر محمد کمالی که لطف داشتن و وبلاگ من رو هم معرفی کردن ازشون می خوام اگه در مورد مطالب بالا نظری دارن ما رو هم راهنمایی کنن ... خوشحال می شم...
بدرود
برنامه کلاس های این هفته
یکشنبه : ابتدا کار در گروه برای نوشتن طرح درس با دانشجویان مبارزه - (ساعت ۱۷ تا ۱۹ هم کلاس آموزش بهداشت با ادامه روش های آموزشی)
دوشنبه : جمعیت شناسی با دانشجویان بهداشت خانواده(ساعت ۱۰ تا ۱۲) رشد جمعیت- مهاجرت و سیر تاریخی تحول جمعیت بحث این جلسه است.
سه شنبه : اپیدمیولوژی با مبارزه ها(۱۰ تا ۱۲) ادامه انواع مطالعات- مطالعه گذشته نگر
(کلاس سه شنبه رو باید به یه روز دیگه عوض کنیم ... استثنائاْ)
سلام
من برگشتم ... این بار رو که به سلامت برگشتم.
از همه دانشجویان بهداشت خانواده که برای پیام گذاشتن و در مورد کلاس جمعیت شناسی بازخورد دادن ممنونم.
فقط نمی دونم می شه پیام های اون ها رو روی وبلاگ قرار داد یا نه. چون با اسم نوشته شده اگه دوست دارن روی وبلاگ قرار بگیره حتما به من بگن. تا قبل از اون من به حساب محرمانه بودن اون ها رو روی وبلاگ قرار نمی دم . (چون گفته بودم ارزشیابی و نظرتون رو در مورد کلاس من بدون اسم بنویسین تا رودربایستی نداشته باشین اما حالا نمی دونم پیام ها رو بذارم یا نه؟)
به هر حال من پیام های شما رو خوندم و در مورد انتقاداتون هم فکر خواهم کرد . اگه دیدین پیام ها نیومده روی وبلاگ به خاطر اینه که در بالا گفتم...
این یه گام به جلوی خوب از دانشجویان بهداشت خانواده بود. منتظر گام های بیش تری در راستای ارتقاء سطح کلاس از سوی شما هستم . ( همچنین از طرف خودم)
با تشکر از گرو ه های بجنورد - پاندروسا و رامسر
(راستی یادتون باشه جواب تمرین های جلسه قبل رو تا ساعت ۱۶:۴۵ روز یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵ قبول می کنم ... بعد از اون هرگز)
بدرود
سلام
امروز کلاس آموزش بهداشت با مبارزه ها داشتم... برو بچ جالب و باحالی هستن ... خوشم می آد ازشون (اما بهشون نباید بگم چون پررو می شن)...
امروز روی روش ها کار کردیم و در آخر هم روش ایفای نقش رو کار کردیم... خب خوب بود.. روز خوبی بود...
شرح کامل تر بماند برای بعد از سفر...
سفری دیگرم در پیش است... دعوت شدم از طرف دانشکده علوم پزشکی گناباد برای تدریس در کارگاه تکنولوژی آموزشی... همیشه قبل از سفر یه حس غریب دارم...یه حس عجیب... هر سفری برام مثل سفر آخر می مونه.. کلا می دونین به نظر من زندگی یه جاده س و ما مسافرای اون جاده.... گاهی وقت ها مثل همین سفرهای گهگاهی تازه یادمون می افته به سفر بودن و مسافر بودن... شاید این آخرین سفر باشد ... اگه رفتیم و بلیت برگشتمون باطل شد حلال کنین ... اگه هم برگشتم که ....
با این جمله که امروز کلاس رو تموم کردم این متن رو تموم می کنم
: تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی، ولی برای بعضی ها تمام دنیا هستی
بدون شرح!!!!!!!