سلام
مدت هاست که م یخوام سریال های طنز تلویزیونی رو نقد کنم . اما فرصتش پیش نیومده . دیشب که یکی از قسمت های چهارخونه رو از سر اجبار دیدم(منتظر دیدن نود بودم که پخش نشد) دیگه طاقت نیاوردم و گفتم که نه ! دیگه این بار باید بنویسم.
در اینجا نمی خوام به نقد این مجموعه بپردازم. نمی خوام هم خیلی ریز و اختصاصی به این مجموعه نظر بیاندازم. بلکه می خوام به صورت کلی در مورد مجموعه های طنز این چند سال اخیر(اختصاصا کارهای آقای مدیری، عطاران و امثالهم) بپردازم.
مطئنا همه ما می دونیم و معتقدیم که این مجموعه ها از نظر ارتباط با مخاطب و جذب مخاطب برنامه های بسیار موفقی بودند. همین طور برنامه های بسیار تاثیر گذاری. این رو می شه از درصد بسیار بالای مخاطبشون و تغییراتی که در گفتار و رفتار مردم (هر چند موقت) ایجاد کردن به چشم دید. اما آیا این برنامه ها برنامه های موفقی بودند؟
در اینجا بحث بر این خواهد بود که ملاک موفقیت یا عدم موفقیت یک برنامه چیست؟ اگر تعداد مخاطبین و برقراری ارتباط موثر و ماندگاری ملاک موفقیت باشد این برنامه ها جزء موفق ترین برنامه های تاریخ تلویزیون ایران بعد از انقلاب اسلامی بوده اند.
به طور قطع و یقین موارد بالا جزء معیارهای یک برنامه موفق تلویزیونی هست اما آیا تمام معیارها را شامل می شود؟آیا صرف موفق بودن در خنداندن می تواند ملاک موفقیت یک برنامه طنز باشد.
این بار می خواهم از زاویه دیگری به این برنامه نگاه کنم . من معتقدم تمامی برنامه های تلویزیونی باید به ارتقاء و تعالی افراد جامعه کمک کند. از دید ارتقاء سلامتی همه برنامه ها باید به نوعی به ارتقاء سلامت افراد و جامعه کمک کند( یا حداقل بر خلاف روند ارتقاء نباشد). و به نظر من بسیاری از این برنامه در خلاف جریان ارتقاء می باشند.
اشکالات وارده بر این گونه برنامه ها از نظر من:
۱- حریم ها در این گونه برنامه ها شکسته می شوند. مانند حرمت پدری حرمت مادری...
۲- ارتباط ها مخدوش است. هیچ گاه ارتباط سالم و صحیحی بین آدم های این برنامه ها وجود ندارد. به خصوص ارتباط زن و شوهر ها. ارتباط زن و شوهرهادر این سریال ها یک ارتباط ناسالم، یک سویه، خالی از منطق،شکست شکست، طلبکارانه، پارانوئیدی، خالی از احترام ، خالی از عشق، سرشار از دروغ، ریا و تملق است. از دوستان می خواهم محض نمونه یک ارتباط سالم زن و شوهری را در این برنامه ها به من یادآور شوند.(نیست واقعا نیست. گاهی وقت ها که می خواهیم بگوییم هست فیلمساز این لحظات کوتاه را نیز فدای هدف خود می کند: خنداندن به هر قیمتی!)
زن ها در این برنامه موجوداتی بدبین ، سطحی ، پرتوقع، کم خرد و دمدمی مزاج هستند و مردها موجوداتی ذلیل، شایسته ترحم ، دروغگو، مستحق بدبینی، خطاکار، مخفی کار، گاهی کودن و گاهی فریبکار.
۳- قبح بعضی از اعمال ریخته می شود. زشتی و قبح بسیاری از امور در این برنامه ها شکسته می شود و به امری رایج و طبیعی بدل می شود. مانند تملق، چاپلوسی، دروغ گویی، تقلب، توهین .
در این برنامه ها افراد به راحتی به هم توهین می کنند . بدون اینکه به کسی بربخورد یا فیلمساز قصد نقد یا نکوهش آن عمل را داشته باشد. توهین و اهانت امری عادی و گاهی لازم و ضروری در این برنامه ها معرفی می شود. ( نگاه کنید به نحوه صحبت کردن آدم های داستان های این برنامه و کلمات رد و بدل شده).
در این سریال آخری آقای مدیری کلمه طلاق و ازدواج مجدد به راحتی آب خوردن بین زن و شوهرها و افراد خانواده رد و بدل می شد. چه بسیار خانواده هایی را هم دیدیم که بعد از این سریال به راحتی با هم شوخی می کردند و می گفتند طلاقت می دم ها! خوب به نظر من این کار بسیار بدی است. این حریم ها اگر بشکند. اگر در مورد پیوند مقدس زناشویی به این اسانی شوخی شود، عاقبت خوبی در پی نخواهد داشت. دوستان روانشناس و دوستانی که در زمینه خانواده بیشتر کار کرده اند مرا یاری دهند آیا واقعا همین شوخی های به ظاهر ساده نمی توانند در ضمیر ناخوآگاه افراد تاثیر بگذارند. ؟ ایا این شبیه به قضیه کوه یخ نیست؟
متاسفانه آقای مدیری، زشتی خیلی از حرف های زشت و رفتارهای ناپسند را کم کرده یا ازبین برده . فقط به قصد خنداندن.
بیرون کردن شوهران از خانه توسط خانم هایشان، مسخره کردن بزرگتر ها و ... از نمونه های دیگر این قبلی زشتی زدایی هاست.
۴- عصبی بودن و القاء پرخاشگری از موارد بارز این گونه برنامه هاست. به خصوص در برنامه هایی که به صورت روتین و قسمت به قسمت ساخته می شود( ۹۰ شبی ها!) هر چه به قسمت های آخر سریال نزدیک می شویم به خاطر فشار کار و خستگی ، عصبیت و پرخاشگری بازیگران و نویسندگان و کارگردان به کار منتقل می شود و به وضوح بر کار اثر می گذارد. شاید گاهی وقت ها برای چندثانیه ای خندیدن باید کلی اعصابمان خرد شود.
۵- تکراری بودن سوژه ها ، گم کردن هدف در میانه راه، استحاله کامل آدم ها از قسمتی به قسمت دیگر، بازیگران تکراری با بازی های تکراری و تیپ های تکراری، تفاوت در قدرت و ضعف قسمت های مختلف( که گاهی اختلاف ها به شدت معنی دار است!!) و ده ها مورد دیگر که در بحث ما نمی گنجد از جمله اشکالات فنی این برنامه هاست.
متاسفانه اقای مدیری در واکنش به انتقادات وارده به برنامه هایش مبنی بر این که بد آموزی دارد یا فاقد محتواست با یک اقدام بچه گانه به مسخره کردن منتقدین پرداخته و در لا به لای برنامه ها به صورت خیلی رو و مسخره اقدام به اعلام یک پیام بهداشتی می نمود. همچنین تبلیغات بیش از حد این برنامه ها ( نقطه چین و باغ مظفر) به اصل و ذات این رسانه و برنامه لطمه وارد می کرد.
نکته آخر اینکه پوچی، ساده انگاری و بی عاری و هرج و مرج از جمله مواردی است که این برنامه ها به بیننده القاء می کنند.
شما را ارجاع می دهم به برنامه خانه سبز . برنامه ای که به قصد خنداندن ساخته نشده بود اما م یخنداند و م یگریاند. پرمخاطب بود و البته تاثیر گذار. برنامه ای که سرشار از نکته های آموزنده زندگی بود. بدون اینکه بگوید و تظاهر کند که م یخواهم به شما چیزی بیاموزم.جایی که شما می توانستید روابط سالم آدم ها راببینید. آدم های آن جا همه پاک و معصوم و مبری از خطا نبودند. اما هر چه بودند ما را به نیکی و زیستی سالم رهنمون می شدند. برنامه ای که بنیان خانواده را مستحکم می کرد.
این جستار را با جملاتی از سریال خانه سبز کاری از بیژن بیرنگ و مسعود رسام به پایان می برم.
رضا(خسرو شکیبایی): با من قهری؟
عاطفه( مهرانه مهین ترابی) : بله!
رضا: حرف که می زنی؟
عاطفه سکوت می کند
رضا : حرف که می زنی؟
عاطفه : بله! حرف می زنم اما باهات قهرم
رضا : خوبه! من معتقدم که حرف چشمه زلال محبت بین زن و شوهره.. ما با هم یه قراری گذاشتیم اینکه اگر هم یه روزی با هم قهر کردیم با هم حرف بزنیم.
...
عاطفه خطاب به پسرش فرید: من و پدرت با هم عهد کردیم همیشه نقش زن و شوهریمون بر نقش های دیگه مون برتری داشته باشه. ما نمی ذاریم نقش پدری یا نقش مادریمون رابطه زن و شوهریمون رو خدشه دار کنه. چون هسته اصلی و اولیه هر خونواده ای زن و شوهره اگه اون سست بشه بنیان خونواده هم سست می شه.
منتظر نظرات ارزشمند شما هستم - بدرود



