سلام
هفته قبل هفته پژوهش بود و بر و بچ کمیته تحقیقات درگیر کارهای نمایشگاه هفته پژوهش و خبرنامه و ... بودند.
دیشب هم مراسم روز دانشجو با چند روز تاخیر برگزار شد و به نظر من خیلی خوب برگزار شد.
کمیته اجرایی جشن خیلی زحمت کشیده بودند و برنامه ها در عین سادگی خیلی دانشجویی و از دل بر آمده دانشجویان بود و همین ، برنامه را دلنشین تر کرده بود.
دانشجویان عزیز هم دیشب حسابی من رو خجالت زده کردند و ... از همه شون ممنونم. لطف دیشب دانشجویان به من در برنامه دیشب خیلی برام خاطره انگیز و شورانگیز و به یادماندنی بود. این البته هم مسئولیت من رو بیش تر می کنه که بتونم توقعات اون ها رو برآورده کنم و هم دشمنان جدید رو برای من می تراشه. دشمنانی که به جای تلاش جهت صعود سعی می کنند دیگران رو به سقوط بکشونن.
مجری برنامه دیشب متن جالبی رو گفت مربوط به مسابقه زندگی و اینکه همیشه یه چیزی هست که از برنده شدن در این مسابقه مهم تره و اون هم کمک کردن به دیگران برای برنده شدنه...
موفق باشید
بدرود
و عبور کردم از کودکی به نوجوانی
گذشتم از نوجوانی به جوانی
و سپری می نمایم جوانی را به میانسالی
تمامی لحظات و دوره های زندگی ام را دوست دارم
اما
دوره ای است
که تا ابد
فراموشش نخواهم کرد
و حسرتش را
در قلب فسرده ام
به یادگار نگاه خواهم داشت
آه ... یادت به خیر... دوران دانشجویی
*********
روز دانشجو بر تمامی دانشجویان مبارک باد
***********
«در ادبيات مديريت، ا
ثربخشي را
انجام كارهاي درست و
كارايي را
انجام درست كارها تعريف كرده اند. مفهوم اثربخشي در درون مفهوم كارايي جا دارد.
کارآیی جنبه کمی و اثربخشی جنبه کیفی دارد. »
البته من اعتقاد دیگری دارم(نه اینکه بخواهم این را رد کنم)
مفهوم اثربخشي در مديريت با تغيير ميزان موفقيت نتايج حاصل از كار بايد مهمترين هدف مدير باشد. بازدهي كار يك مدير نيز بايد ازطريق صادره هاي مديريت سنجيده شود نه ميزان وارده ها يعني موفقيتهاي كاري او، نه مجموعه كارهايي كه به وي محول مي شود يا در روز انجام مي دهد. اثربخشي چيزي است كه از راه اعمال صحيح مديريت به دست مي آورد و انجام مي دهد. اثربخشي چيزي است كه مدير از راه اعمال صحيح مديريت به دست مي آورد و به صورت بازده كار ارائه مي كند. تعريف اثربخشي عبارت است از ميزان موفقيت مدير در زمينه بازدهي و نتايج كاري است كه به او محول شده است.
منظور از اثربخشي درواقع بررسي ميزان موثربودن اقدامات انجام شده براي دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده است.
به عبارتي ساده تر در يك مطالعه اثربخشي، ميزان تحقق اهداف اندازه گيري مي شود.
http://modirestan.mihanblog.com/post-163.aspx
تا نظر شما چه باشد؟
دیروز سر کلاس یک شعر خوندم از یه شاعر که نمی دونم کیه! بعد دانشجویان شعر رو خواستند گفتم می ذارم روی وبلاگم. حالا این شعر تقدیم به شما
ای که تقدیر تو را دور ز من ساخت ،
سلام
نامه ای دارم از فاصله ها
چند شب بود که من خواب تو را می دیدم
خواب دیدم که فراری شده ای
مردم شهر همه در پی تو می گردند
جارچی ها همه جا نام تو را می خوا نند
پاسبانان همه جا عکس تو را می کوبند
در همه کوی وگذر قصه ی تبعید تو بود
متهم : قاتل گل های سفید
جایزه : یک گل رز
و تو می دانی من عاشق گل های رزم
دوست دارم بنویسی به کجا خواهی رفت
مردم شهر چرا در پی تو می گردند
نگرا نت شده ام ، بی جوابم مگذا ر
روی پاکت بنویس
متهم : قاتل گل های سفید
جایزه : یک گل رز
و تو می دانی من عاشق گل های رزم. |
|
سلام
امروز روز خیلی خوبی بود.
ابتدا دانشکده جدید رو افتتاح کردیم(من افتتاح کردم؟)
بعد یک کلاس خوب داشتم با دانشجویان بهداشت خانواده ۸۵
بعد از ظهر هم کلاس داشتم با فوریت های پزشکی. کلاس خوبی بود.
ظهر هم جلسه شورای پژوهشی بودم . جلسه خوبی نبود.
از ساعت ۱۶ هم در جلسه کمیته مصاحبه گزینش هیئت علمی بودم تا همین چند دقیقه پیش. هنوز فرصت نکردم ناهار بخورم و اصلا هم استراحت نتونستم بکنم. اما به هیچ وجه خسته نیستم.
سلام
روز پنجشنبه رفتم مشهد. بعداز ظهر بود که رسیدم. تا آخر شب درگیر آماده شدن برای مراسم فردا بودم. روز جمعه هم از صبح درگیر کارهای مربوط به مراسم بودم. از خوش شانسی یا بد شانسی برادرم ، هوای مشهد اون روز به شدت برفی بود و این باعث می شد که کارها خیلی با مشکل رو به رو بشه. تا ساعت ۱ صبح شنبه هم در مراسم بودم و کمک کردن به جمع و جور کردن وسایل و ..../ ساعت سه و نیم صبح هم بیدار شدم و آماده شدم برای اومدن به بجنورد. ساعت ۸ بجنورد بودم . ساعت ۹ اومدم دانشگاه و کارهای مربوطه رو پیگیری کردم.
به شدت خسته بودم و نمی دونستم چه جوری باید ساعت ۴ بعد از ظهر برم سر کلاس . (کم خوابی و سفرهای پشت سر هم حسابی خسته ام کرده بود) اونقدر کار داشتم و خسته بودم که زورم اومد ناهار بخورم. ساعت ۱۶ هم رفتم سر کلاس.(پرستاری ۸۵)
اما اونقدر کلاس به من انرژی مثبت داد و دانشجویان اونقدر خوب کارگروهی هاشون رو انجام دادند که اصلا خستگی یادم رفت و دیگه احساس خستگی نمی کردم. آخر کلاس هم امتحان برگزار کردم . هنوز ورقه ها رو بررسی نکردم.
امروز هم با دانشجویان مبارزه کلاس خوبی داشتم و اصلا احساس خستگی نکردم.
* دیروز یکی از دانشجویان پرستاری گفت: این شعر رو که اول کلاس خوندین تکراریه!! یعنی جلسه قبل هم گفتین. ... برای تنویر افکر عمومی بگم که اولا من حافظه ام اونقدر ها ضعیف نیست که یادم بره چی گفتم و چی نگفتم. دوما این شعر رو از این ترم دارم سر همه کلاس هام می خونم و دوست دارم همیشه با همین شروع کنم و این در واقع شعر مخصوص من باشه و قصدم این نیست که برای هر جلسه یک شعر جدید بخونم.
سعی می کنم از این به بعد بعضی از خاطرات و اتفاقات جالب کلاس هام رو. هم بنویسم.
سلام
امروز آخرین روز هفته بود.کلاس اصول کلیات داشتم با خانواده ۸۶. دو جلسه قبل خیلی بداخلاق بودم و این جلسه گفتم نظرشون رو در مورد کلاس بنویسند. انتظار داشتم خیلی انتقاد کنند اما این طور نبود. و حالا دارم فکر می کنم شاید بهتره همه کلاس هام رو همین طور جدی و کمی خشک برگزار کنم. گاهی وقت ها دانشجویان ممکنه از کلاسی که همراه با تنوع و ظرافته برداشت دیگری داشته باشند و کل کلاس رو جدی نگیرند. اون موقع تمام مثال های جدی استاد رو که سعی کرده در پوشش شوخی و طنز بگه لطیفه هایی جهت سرگرمی حساب کنند و با خودشون بگن امروز هم که خوب خندیدیم این هم عجب استاد جوکیه!! و هیچ وقت هم درس اون رو جدی نگیرند. پس فکر می کنم من هم بهتره که همچنان جدی باشم و از این تئوری که کلاس مفرح و با ظرافت و لطافت یادگیری بیش تری ایجاد می کند صرف نظر کنم.
مطمئناً هیچ استادی دوست ندارد کلاس خشک و بی روحی داشته باشد اما بدیهی است که هیچ استادی هم نمی خواهد صرفا کلاس خنده داری داشته باشد اما بازدهی نداشته باشد و بچه فقط محض خنده به کلاس او بیایند. مثلا خود من ممکن است با توجه به ظرفیت دانشجویان خیلی کلاس خشک و جدی داشته باشم یا خیلی شاد و مفرح. (البته حالا فکر می کنم جدی و خشک خیلی بهتر است. البته د رهمان حالت طنز هم جدی هستم و شوخی با کسی ندارم اما ممکن است دانشجویان نظری دیگر داشته باشند)
خیلی دوست دارم نظر شما دوستان و دانشجویان عزیز را هم بدانم .
با سپاس
| توسط:مهسا جعفرزاده |
سلام استاد خسته نباشید. چقدر نارحتید .شما که اینقدر کم تحمل نبودید .(البته شاید شرایط متفاوت باشد). بهر حال با توجه به نوشته هاتون معلومه که حالتون خیلی بده و خیلی از دست دانشجوهای بهداشت ناراحتید .ما که خیلی خوب بودیم ولی این ظلم رو درحق دانشجوهای بهداشت نکنید و کلاس کاردانی به کارشناسی رو براشون برگذار کنید . دیروز یه امتحان خیلی سخت مدیریت داشتم که به امید خدا واقعا" خوب دادمش.و نمره دوم کلاس را گرفتم.اینجا حس درس خوندن تو آدم زیاده و همه جور درسی رو میشه خوند.امیدوارم همینطور پیش بره. امیدوارم دانشجوهاتون مثل اولین گروه بهداشت (84)فعال و پر انرزی وزرنگ باشند. براتون آرزوی موفقیت میکنم |
سلام
نمی دونم امروز چرا بی خودی خوشحالم. روز خوبی رو شروع کردم . قرار بود امروز جلسه انتخاب دانشجوی نمونه هم برگزار بشه اما تا حالا که برگزار نشده.
ظهر هم جلسه گزینش هیئت علمی گروه مامایی رو داریم.
فردا صبح هم جلسه تکریم ارباب رجوع ساعت ۸ و ساعت ۱۲ هم کلاس با بهداشت خانواده ۸۵
بعد از کلاس هم می رم مشهد. روز جمعه مراسم بله برون برادرمه و من اونقدر اینجا سرم شلوغه که نتونستم برم بهش کمک کنم. بنده خدا این روزها که احتیاج به همراه و کمک داره هیچ کدوم از برادرش مشهد نیستن تا کمکش کنن. (تازه منهم که می رم فقط برای مراسم می رسم و عملا کمکی نمی تونم بکنم)
باسمه تعالی
و مرگ... گاه در سایه نشسته است و به ما می نگرد
جناب آقای سید قاسم شجاعی
غم فراق پدر مصیبتی است بزرگ که گام های استوار هر مردی را لرزان می کند و کمر طاقت هر بزرگی را می شکند. در این روزهای پر از غم، همراه شما چشمان ما نیز بارانی است و دل هایمان مالامال از اندوه، با بغضی گرفته در گلو و قلبی شکسته از این اندوه، مصیبت وارده را خدمت شما و خانواده گرامی تان تسلیت عرض نموده از خداوند متعال برای آن مرحوم، غفران الهی و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت می نمایم.
آن که زبانش قاصر است از توصیف این مصیبت
مدیر گروه بهداشت دانشکده
برای فرار از این زشتی ها و دو رویی ها و نفاق ها و نیرنگ ها و زیر آب زنی ها و ... بهتره بریم توی دنیای پاک و معصوم کودکانه ... من هم گاهی وقت ها به این جا ها یه سری می زنم ...
یه وبلاگ جالب هست در مورد کارتون... یکی از متن هاش رو انتخاب کردم ...
**********
چند وقته که شبکه ۲ داره کارتون«بچه های کوه آلپ» رو نشون می ده . امروز کمی از اون رو دیدم و یاد کارتون های اون موقع افتادم یاد سادگی های دوران کودکی دورانی که از دو رویی و ریا چیزی نمی فهمیدیم. اون روزها لازم نبود هر روز منتظر باشی تا ببینی امروز کی رفته زیرابت رو زده. به یاد اون روزها
*******
دلم برای پدرژپتو تنگ شده. کاش پینوکیو می دونست که پدرژپتو کتش رو فروخته بود تا براش کتاب بخره. دلم برای بلاهت و نادانی پینوکیو تنگ شده. گاهی وقتا آرزو می کنم کاش فرشته مهربون بیاد و همه ما رو آدم کنه.اونقدر دور و برم روباه مکار دیدم که دیگه از گربه نره و روباه مکار نمی ترسم. کاش می تونستم همراه سندباد برم سفر با علاءالدین و علی بابا ... چراغ جادو پیدا کنم و از غول بخوام همه غول های درونمون رو از بین ببره .دلم برای اون موشه که با صدای گرفته ش می گفت«بچه ها سلامت باشید» تنگ شده با خودم می گم کاش می شد یه برنامه آموزشی مثل اون بسازیم. بعد ساتورنن رو هم بگیم بیاد اکبر عبدی و آتیلاپسیانی و برو بچ محله برو بیا و محله بهداشت رو هم بیاریم بعد آخر هر قسمت اکبر عبدی پیام بهداشتی بگه ولی نه هر بار که می آد پیام رو بگه می گه:بازم مدرسه م دیر شد!!!
دلم برای چوبین تنگ شده. خیلی دوست دارم آقا قورباغه رو ببینم بعد دهانش رو باز کنم و ببینم اون قورباغه کوچیکه چه جوری تو دهان اون زندگی می کرد بعد برم از پروانه بپرسم چرا به رولی حسودیت می شد. همیشه دوست داشتم یه دونه از اون
************
اگه خواستین کاملش رو بخونین برید به ادرس زیر
http://cartoons.blogfa.com/post-63.aspx
خاطرات کودکی
سلام
امروز یک ساعت کلاس داشتم با دانشجویان پرستاری ۸۴. خیلی خوب بود. دانشجویان خوب و فعالی بودند. متاسفانه به علت کمبود زمان نتونستم اون طوری که دوست داشتم کلاس رو برگزار کنم. اما انرژی زیادی به من دادند دانشجویان ازشون ممنونم. در مورد رشته بهداشت هم محبت داشتند که ازشون ممنونم.
خانم ها
حسینی
طائفی
طاهرپور
شیرغلامی
گریوانی
سعیدی
اسماعیل زاده
موفق باشید
سلام
بنا به دلایل کاری برای یک ماموریت اداری باید به مشهد بروم(فردا صبح) و همون روز برگردم(باز هم صبح)
پس خوش به حال دانشجویان مبارزه با بیماری های ورودی ۸۶ که کلاسشون فردا تشکیل نمشه.
این هم از خوش شانسی شما
| توسط:گل بارون زده |
سلام استاد گرامی خسته نباشید با ما به از این باشید که با خلق جهانید استاد ممکن است ما ظرفیت این همه تفاوت را نداشته باشیم .به نظر من این رفتار شما باعث ایجاد فاصله و دوری از دانشجویان می شود. استاد دانشجویان به مشاوره و همفکری شما نیاز دارند شاید شما از عمد اینگونه رفتار می کنید تا دانشجویان بهداشت 85 کمتر مزاحم وقت شما شوند آخه شما با خیلی از ورودی ها کلاس دارید و سرتون شلوغه دیگه وقتی برای ما نمی مونه! خدا نگهدار |
*****************
چه عجب یکی از بهداشت خانواده ای ها براش مهم بود تفاوت کلاس ها. البته مطمئنا من چنین قصدی نداشته ام.(اینکه کاری کنم کمتر کسی مزاحمم شود... مزاحمت یعنی چه... مراجعه دانشجو برای مشاوره و مزاحمت.. این یعنی که من را نشناخته اید)
در مورد این قضیه اصلا دوست ندارم بیش تر توضیح بدم و شما هم سعی کنید که خودتون رو با وضعیت جدید تطبیق بدین.
************