نویسنده : مهندس ح . م. ح - ساعت 13:26 روز پنجشنبه سی ام خرداد 1387
کیمیاسرای لغت *
امروز پس از آنکه به عمارت معاونت تعلیمی رسیدم بانو ذبیحی را ندا در دادم که : چه نشسته ای که امروز کاراموزی در کیمیا سرای لغت است. پس به هوش باش و به گوش باش که امروز باید طلاب علوم صحی د راینجا قدر بینند و بر صدر نشینند.
در طبقه فوقانی عمارت نیز حجره خود را در اختیار مهندس نعیم ابادی قرار دادم از برای تعلیم طلاب جوان. باری قبل از شروع کارآموزی بحثی در گرفت میان من و حکیم حجازی و بسی به درازا کشید وو گاهی به جدل م ینمود تا مباحثه. در نهایت هر دو خسته با فمی مکفوف و زبانی معلول پرچم سفید بلند کرده و اسب خصومت را افسار گرفته و مرکب دوستی را روان نمودیم و بحث پایان یافت.
پس از آن به کیمیا سرای لغت رفته و مهندس خانکلابی را دیدم نشسته مغموم و سر در جیب تفکر فرو برده و عبای تامل پوشیده و انگشت حیرت به دندان حسرت می گزد. او را نداد در دادم که شیخ تو را چه می شود. در چشمان من نگریست و گفت: در عجبم از این جماعت طلاب صحی که هنوز غوره نشده مویز گشته اند. باید آن ها را درسی عظیم داد تا زین پس کارآموزی را جدی بگیرند.
من حیران از این همه اندوه و محزون از این همه سوء تفاهم بحث خود آغاز نمودم. در میان بحث یکی طلاب سخنی گفت بسیار نا به جا و همه به او خندیدندی و او بور گشتی و سرش را به نوشتن مشغول نمودی.
نویسنده : مهندس ح . م. ح - ساعت 15:11 روز شنبه بیست و پنجم خرداد 1387
صبح که سر از خواب ناز سپیده دمان برداشتیم نیرویی می گفت که کاری هست که باید انجام دهی. هر چه بر ذهن خود فشار آوردیم افاقه نکرد. ناگاه چشم نیمه باز مان بر گوشیک دورگوی همراه افتاد و مرا سخت دردی عظیم افتاد. دانستم که باز باید ارتباطی برقرار نمایم با نقلیه و واگویه کنم مشکلات ایاب و ذهاب را با تمام وجود. پس شماره گرفته و گفتم آن چه باید می گفتم . ساعتی بعد سوار بر مرکبی بزرگ - اتوبوس نامی- همراه با مهندسان محترم نعیم آبادی و خانکلابی و قلی پور به سمت قریه بدرانلو عزیمت نمودیم.
مهندس قلی پور همچون رفیقان نیمه راه در میانه راه در دیه تاتار از مرکب رفاقت نزول کرد و در بیت الصحه*!! آنجا رحل اقامت افکند.
و نیز مهندس نعیم آبادی همچون سایرین خنجر بی وفایی بر قامت همراهی مان زد و در بدرانلو رهایمان کرد. ما ماندیم و دانشجویان و راننده و البته مهندس خانکلابی.
سرانجام پس از طی طریق بسیار و دیدن بسی آزار به قریه ای رسیدیم شیخ تیمور نام. و گویند وجه تسمیه آن این است که روزی تیمور لنگ در پی شیخ حسن جوری از سپاهیان خود جدا افتاد و شب در این دیه گذراند و صاحب خانه او را بسیار مرحمت فرمود . صبح تیمور خواست او را پاداشی دهد در خور، مرد را نام پرسید مرد پاسخ داد: شیخ حسن جوری! و تیمور بسی در شگفت ماند و با خود گفت: من این همه آمده ام برای قتال او و او مرا بسیار کرامت نمود الحق که او سزاوار مرگ نیست. سپس نعره ها زد و او را در آغوش گرفت و بسیار گریست و خندید و خلق را وقت خوش گشتی. سپس به این مناسبت اسم این قریه شیخ تیمور نهادندی.
این داستان از این جهت گفتم تا بدانی محل کارآموزی بی دلیل انتخاب نمی شود و در پی هر اسمی وجهی است و در پی هر اتفاقی حکمتی و در پی هر گرفتاری ای مصلحتی.
باری! طلاب علوم صحی در جماعت های کوچک تری تقسیم شدند و روانه نظاره کردن روستا گردیدندی.
حال چگونه از دام سگ ها رستیم و چگونه بهورز ما را به صبحانه دعوت می نمود و در آن آفتاب تابان و داغ چه کردیم بماند برای وقتی دیگر و روزی دیگر.
شرح این هجران و این خون جگر این زمان بگذار تا وقت دگر
ـــــــــــــــــــ
*بیت الصحه: سرای سلامتی- جایی که در آن اوراق احصاء پر می شود به صورت ماهیانه، محلی برای صبحانه خوردن کارشناسان و بازدید کنندگان مرکز، جایی که بهورز را ثروتمند می کند، خانه بهداشت
نویسنده : مهندس ح . م. ح - ساعت 14:38 روز شنبه بیست و پنجم خرداد 1387
سلام
این روز ها حسابی در روستاهای بجنورد مشغولیم. حسابی آفتاب سوخته شدیم. در دو هفته گذشته به روستاهای دهگاه ، کلات، امام وردی، درتوم، بدرانلو و شیخ تیمور سری زدیم و البته از کنار روستاهای الله وردیخان ، کلاته نقی، مهنان، تاتار، اسدلی و ... که گروه های دیگر کارآموزی داشتند گذشتیم.
کارآموزی برنامه ریزی در بهداشت با تاکید بر برنامه های آموزشی رو همیشه با گروه های زیاد (یعنی همزمان بیش از دو گروه) انجام می دیم.
۱- روز اول : آشنایی با اهداف کارآموزی- آشنایی با مراحل برنامه ریزی بهداشتی- آشنایی با روش های جمع آوری اطلاعات- انجام مشاهده به عنوان یکی از راه های جمع آوری اطلاعات جهت بررسی وضعیت موجود. رفع اشکالات مشاهده- آشنایی با مشاهده سیستماتیک و تهیه چک لیست مشاهده
۲- روز دوم:آشنایی با مصاحبه و پرسشنامه- طراحی سوالات- انجام مصاحبه - تاکید بر نیاز سنجی آموزشی و مطالعه KAP - انجام مشاهده نظام مند-
۳-روز سوم: کارگاه برنامه ریزی- تعیین مشکلات- آشنایی با انواع نیازها- اولویت بندی-تنظیم اهداف- جدول گانت- آشنایی با مفاهیم : ارزیابی،پایش، ارزشیابی- درونداد، فرایند ، برونداد، پیامد و ... . بررسی پرسشنامه ها - آشنایی با نحوه سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد - اصلاح سوالات
۴- روز چهارم: انجام مشاهده نظام مند- مصاحبه همراه با پرسشنامه- استخراج اطلاعات و شاخص ها از دفاتر و فرم های خانه بهداشت. تهیه مستندات ، عکس و فیلم از وضعیت موجود روستا با توجه به تکنولوژی آموزشی
تکالیف:
الف- گروهی :یک برنامه بهداشتی کلی- یک برنامه آموزشی - گزارش مستند از کارآموزی(عکس، پوستر، فیلم ، اسلاید و...)
ب- فردی: طرح درس روزانه برای یک جلسه آموزشی از عناوین مطروحه در برنامه آموزشی پیش بینی شده برای گروه هدف مشخص
* در صورت امکان اجرای برنامه آموزشی (یک جلسه ای)
*******
امروز از گروه های قبلی پس آزمون گرفتم باید ببینم چه کار کردند.
نویسنده : مهندس ح . م. ح - ساعت 11:3 روز دوشنبه بیستم خرداد 1387
۱- یک تشکر ویژه دارم از همه دانشجویان عزیزی که امروز در جلسه ای که در مورد کارآموزی ها با هم داشتیم ا زمن حمایت کردند و قوت قلب دادند برای ادامه همکاری با آن ها. ممنون از همه
۲- از آقایان مهرابی و عین بیگی هم به خاطر جلسه صمیمانه ای که دیروز با هم داشتیم و به خاطر حس قدرشناسی شون ممنونم
نویسنده : مهندس ح . م. ح - ساعت 10:50 روز دوشنبه بیستم خرداد 1387
سلام
شورای اداری معاونت بهداشتی استان یک اقدام عجیب و غریب انجام داده و چیزی رو تصویب کرده که من شرم دارم اینجا بنویسم. به خاطر تمام کارشکنی هاشون کارآموزی های بهداشت تا اطلاع ثانوی تعطیل است.
نویسنده : مهندس ح . م. ح - ساعت 15:8 روز یکشنبه نوزدهم خرداد 1387
سلام
خیلی دوست دارم بدونم دانشجویان بهداشت ورودی ۸۴ اعم از خانواده و مبارزه الان کجا هستند و چه کار می کنند. اگه می تونستند بیان و در کلاس ها شرکت کنند هم خیلی خوب بود.
نویسنده : مهندس ح . م. ح - ساعت 14:44 روز یکشنبه نوزدهم خرداد 1387
سلام
امروز ۶ گروه با هم سوار بر اتوبوس به سمت کارآموزی حرکت کردیم. البته ۳ گروه در میانه راه پیاده شدند و ما هم قصد امام وردی داشتیم. از قضای روزگار به جای امام وردی سر از کلات -در نزدیکی های اسفراین - در آوردیم. در بازگشت نیز مرکب ما که اتوبوسی بزرگ بود پنچر گردیده و ما را قال گذاشت. به ناچار کبوتری نامه بر روانه کردیم به دانشکده از برای آمدن مرکبی دیگر . البته کبوترش ایرانسل بود و آنتن نمی داد. القصه زمان گذشت و آقای مفیدی سوار بر رخش سفید خود به ما رسید و فوج فوج دانشجویان سوار کرد و بازگشت. بعد از اندک زمانی اقای عفتی سوار بر تورنادو به ما نزدیک شد و باز فوجی از یاران ما با خود ببرد.
در نهایت من ماندم و مهندس خانکلابی و دو یار باقیمانده از گروه های یک و دو به نام های رازی و بطالبلویی و البته آقای صائمی ساربان این کاروان.
تا فردا چه پیش آید و چه شود
نویسنده : مهندس ح . م. ح - ساعت 16:41 روز پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387
نویسنده : مهندس ح . م. ح - ساعت 13:18 روز پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387
سلام
از اونجایی که خیلی از دانشجویان مراجعه می کنند و منابع کاردانی به کارشناسی رو می خوان و با توجه به این که این منابع می تونند با نظرات متفاوتی لیست بشوند یکی از این لیست ها رو می ذارم تا ببینید.
البته هیچ وقت به صورت قطعی نمی توان گفت همه سوالات از این جاست و غیر از این نیست. این می تونه یک انتخاب باشه
من قبلا دو تا لیست دیگه هم معرفی کردم . یکی در وبلاگ و دیگری هم به صورت مکتوب به دانشجویان.
این هم سومی. شاید بهتر باشه یه ترکیبی از مشترکات این سه لیست رو هم بذارم روی وبلاگ
نکته:همان طور که می بینید بیش تر کتاب تست معرفی شده تا منبع علمی
(دانشکده بهداشت اردبیل- محل بازیابی وبلاگ آقای مهدی از اراک)
منابع آزمون کاردانی- کارشناسی ناپیوسته بهداشت عمومی
1 - اپیدمیولو ژیبیماریهای شایع در ایران / دکتر عزیزی , دکتر جانقربانی / خسروی
2 - اصول اپیدمیولوژیبالینی / دکتر جانقربانی/ شیراز / 1374
3 - اصول اپیدمیولوژی / دکتر ملک افضلی , کیومرث ناصری / مرکز نشر دانشگاهی /1363 ( نایاب و تجدید چاپ نشده )
4 - اصول اپیدمیولوژی و مبارزه با بیماریها / میر حسینی / اترک / 1370
5 - اصول تغذیه رابینسون
6 - اصول و کلیات خدمات بهداشتی / شجاعی تهرانی
7 - اصول و کلیات خدمات بهداشتی/ میرحسینی ( بهداشت 1)
8 - آموزش بهداشت, ارتباطاتو تکنولوژی آموزشی / دکتر باقیانی مقدم , دکتر شریفی راد / سبحان
9 - آموزش بهداشت / دکتر فروغ شفیعی /
10 - پر سش های چهار گزینه ایاپیدمیولوژی / موسسه دیباگران تهران
11 - پر سش های چهار گزینه ای کلیات خدمات بهداشتی ( بهداشت عمومی)موسسه دیباگران تهران
12 - پرسش های چهار گزینه ای( 2500 تست دروس عمومیج : 1و2 ) / انتشارات فرهنگ
13 - تست آمار حیاتی / دیباگران
14 - جمعیت و تنظیم خانواده / دکتر باقیانی مقدم/ سبحان
15 - جمعیت و تنظیم خانواده / دکتر تقوی /
16 - چکیده آمار زیستی / دکتر طباطبایی , دکتر بشردوست / کتاب سبا اصفهان
17 - درسنامه پزشکی و پیشگیری اجتماعی ( ج : 1-4 ) / ایلیا
18 - درسنامه پزشکی و پیشگیری اجتماعی ( خلاصهدرسنامه :G & P ) / کتاب میر
19 - کتاب جامع بهداشت عمومی / هیئت مولفان / ارجمند ( ج :3-1 )
20 - کلیات بهداشت عمومی / دکتر صادقی حسن آبادی / شیراز
21 - مجموعه سئوالات ( سالیانه) کاردانی / کارشناسی / رشته های بهداشت
22 - مدیریت و نظارت در مراکز بهداشتی درمانی / محسن حیطه / نشر عابد 1380
23 - میکروبشناسی جا وتز
منابع آزمون كارداني به كارشناسي رشته بهداشت عمومي
مصوب ۱۷/۱۰/۸۵
۱- كتاب جامع بهداشت عمومي هيئت مولفين (اساتيد دانشگاههاي كشور چاپ دوم (سال ۸۵) انتشارات ارجمند ٬ جلد ۱ فصل : ۲-۳ جلد دو : فصل هشتم و نهم ٬ جلد ۳ فصل يازدهم.
۲- برنامه و راهنماي ايمن سازي مصوب كميته كشوري ايمن سازي ٬ ويرايش ششم ۱۳۸۳
۳- خدمات مديريتي در شبكه بهداشت و درمان ٬ دكتر سيروس پيله رودي -تهران - انتشارات وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي- سال ۷۸
نویسنده : مهندس ح . م. ح - ساعت 12:56 روز پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387
سلام
از آن جایی که داریم به زمان آزمون کاردانی به کارشناسی نزدیک می شویم و با توجه به این که امکان تعطیلی کارآموزی ها وجود ندارد از کلیه مربیان محترم کارآموزی دانشجویان بهداشت تقاضا می شود از ارائه تکالیف سنگین و در خواست گزارشات مفصل از دانشجویان، پرهیز نموده و مباحث روزهای باقیمانده کارآموزی ها را مرتبط با سرفصل های آزمون کاردانی به کارشناسی در نظر بگیرند.
با سپاس
مهندس حمید محدث حکاک
مدیر گروه بهداشت دانشکده
نویسنده : مهندس ح . م. ح - ساعت 12:35 روز پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387
سلام استاد خسته نباشید. خبر رسیده خیلی بد اخلاق شدین. از دید بعضی از بچه ها شاید غیر قابل تحمل. ولی واسه ما دانشجوهای قدیمی باور کردنی نیست چون میدونیم هر استاد تو هر شرایطی چه برخوردی داره وبستگی به دانشجوش داره .به هر حال از این که واسه بچه ها کلاس کنکور گذاشتین معلومه که شایعه براتون زیاد درست میشه .راستی از همین جا به آقای نعیم آبادی هم تسلیت میگم .ایشون حق بزرگی به گردن من دارن .من هیچ وقت جمله ها و حرفای قشنگشون یادم نمیره ......من همیشه و همیشه بابت 2 سال زحمت شما مدیونتون هستم.
نویسنده : مهندس ح . م. ح - ساعت 11:19 روز پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387
سلام
این چند روز که تعطیل بود من هم بجنورد موندم و مشهد نرفتم. گفتم بمونم و کارهای عقب افتاده (!) خودم رو انجام بدم. مثل کارهای مربوط به کارآموزی ها ... کلاس های کنکور ... مرکز مطالعات و...
از قرار معلوم از ماه آینده پانسیونی هم در کار نخواهد بود و من هم از الان دارم وسایلم رو کم کم جمع می کنم برای کوچ عاشقانه!!(اجباری !!) ترم بعد هم معلوم نیست که بتونم در خدمت دانشجویان باشم یا نه... (همه ش بستگی به مسئولین دانشگاه داره که بخوان یا نه) ...
این چند روز تعطیلی به خاطر قطع تلفن پانسیون نتونستم به نت وصل شم. روزهای قبلش هم بعد از ساعت اداری آقای میرزایی نت دانشگاه رو قطع می کردند و می رفتند.
زندگی بدون اینترنت این چند روز برام خیلی سخت گذشت. اما به خیلی از کارهام رسیدم.
نویسنده : مهندس ح . م. ح - ساعت 16:46 روز دوشنبه سیزدهم خرداد 1387
سلام
این روزها و این هفته اتفاقات زیادی افتاد. فکر میکنم بهتره در موردشون صحبت نکنم. امروز صبح آخرین کلاس این ترم رو هم برگزار کردم. با دانشجویان بهداشت خانواده ۸۶.
شنبه و یکشنبه هم کارآموزی به همراه آقای مهندس خانکلابی رفته بودیم روستای دهگاه. با ۴ گروه. جالب بود.
یکی از روستاییان که معلوم بود حالش هم زیاد خوب نیست گیر داده بود به ما که چرا به وضع بهداشت ما نمی رسید. من داداشم رئیس حل اختلافه ! از همه تون شکایت می کنم. شما دستتون با بهورز توی یک کاسه س ! وقتی که گفتیم این ها به ما ربطی نداره و ما فقط تعدادی دانشجو آوردیم اینجا دیوونه شد و شروع کرد به ترکی داد و بیداد کردن و راهش رو گرفت و رفت.
نویسنده : مهندس ح . م. ح - ساعت 9:20 روز چهارشنبه هشتم خرداد 1387
سلام
من از کنگره نهم درس های زیادی گرفتم
۱- یاد گرفتم به دانشجویانی که دوست ندارند در مورد مقاله یا پوسترشان راهنمایی بشوند راهنمایی ندهم
۲- یاد گرفتم در مورد مقاله ای که من استاد راهنمایش نیستم نظر ندهم و کمک نکنم . حتی اگر بسیار اصرار کنند.
۳- یاد گرفتم که افراد تا موقعی که کارشان در دست توست تو را می شناسند و بعد از آن هیچ
۴- یاد گرفتم ظاهر آدم ها با باطنشان می تواند زمین تا آسمان تفاوت کند.
۵- یاد گرفتم برای حفظ خیلی چیز ها باید فاصله ها را بیش از پیش رعایت کرد
۶- یاد گرفتم به دانشجویان قبل از آموزش تحقیق ، اخلاق در پژوهش را بیاموزم
۷- یاد گرفتم به دانشجویانم قبل از اخلاق در پژوهش ، اخلاق در زندگی را بیاموزم
۸- یاد گرفتم که دانستن چگونه زیستن برای دانشجویانم مهم تر کسب رتبه پژوهشی برای آنان است
۹- یاد گرفتم لازم نیست که مسئولیت بزرگ و دهان پر کنی داشته باشی تا موثر باشی ،موثر بودن باید در ذات تو باشد
۱۰- یاد گرفتم برای اثر گذار بودن لازم نیست به دنبال افراد بروی آن ها خودشان به سمت تو می آیند.
و ...
**********
خیلی چیز ها هست که نمی توانم بگویم. اما ... برخی از دانشجویان فکر نکنند من خودم را در کنگره گرفته بودم و اهمیتی به آن ها نمی دادم. هر رفتاری دلیلی دارد و این رفتار هم ...
*****
از این که یکی از دانشجویان این دانشکده توانست در این کنگره رتبه سوم را کسب کند خوشحالم.
به آقایان مهرابی و عین بیگی تبریک می گویم.
*********
از این که در روز آخر توانستم به کمیته داوران کمکی هر چند کوچک بکنم خوشحالم.
نویسنده : مهندس ح . م. ح - ساعت 9:22 روز یکشنبه پنجم خرداد 1387
سلام
دیروز دومین اولین روز از نهمین کنگره دانشجویان علوم پزشکی در مشهد به پایان رسید. امروز روز دوم است و فردا آخرین روز
تا اینجا که بد نبوده. اما این روزها همه ش خاطره کنگره پنجم برام تداعی می شه و یاد دوستانم رضا جعفرزاده ، مهدی مولایی، ایمان جمالی و همچنین دکتر حقیقی و دکتر آیتی می افتم. یادش به خیر انگار همین دیوز بود . هتل طرقبه و کنگره پنجم.
مقالاتی که من تا الان دیدم خیلی ضعیف بوده و داوری ها هم ضعیف تر.
دیروز نشست دبیران وسرپرستان هم با دکتر واسعی بود. به نظرم مثل همیشه بود . حرف های تکراری و بی فایده . بدون پیروی از دستور جلسه.
*********
کلاس ها ی فردا رو هم تعطیل کردم تا بتونم تا آخر در کنگره بمونم. امسال برای من با همه سال های قبل فرق داره. الان نه شرکت کننده آزاد هستم. نه دانشجوی عضو کمیته. نه دبیر . نه عضو کمیته علمی. نه داور . نه کمیته اجرایی. نه سرپرست. امسال روی آی دی کارت من خورده : مهمان ویژه
نویسنده : مهندس ح . م. ح - ساعت 21:54 روز جمعه سوم خرداد 1387
سلام
دیشب حدود ساعت ۲۳ رسیدم بجنورد. بعد از یک سفر طولانی و جاده ای از بجنورد به شهر کرد و از شهر کرد به بجنورد. امروز هم با آقای میرزایی اومدیم مشهد برا ی کنگره.
از فردا کنگره شروع می شود.
*************************
این مطالب زیر هم بدون هیچ توضیح اضافه ای از مهدی کفیری عزیز:
چهارشنبه 1 خرداد1387 ساعت: 11:38
توسط:مهدی
مسافري از هند قسمت آخر همان طور كه در قسمت هاي قبل ديديم راجو پسرك فقير هندي كه با مادربزرگ پير نابينايش در بمبئي زندگي مي كرد در رشته اعضاء مصنوعي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان قبول شد . پس از قبولي در دانشگاه و آمدن به اصفهان چون ترم اولي بود او را به خوابگاه مي فرستادند خوابگاهي كه از لحاظ جغرافيايي در حد فاصل ميان خوراسگان و شهر اصفهان قرار داشت و مايل ها فاصله اش از دانشگاه و همچنين مسائل ريز و درشت ديگر اين خوابگاه را از ديگر خوابگاههاي علوم پزشكي متمايز مي كرد و باعث مي شد هميشه در كانون اخبار قرار گيرد . خوابگاهي كه شايد زير گذر نداشت , سي و سه پل , چهار باغ , چهار راه نظر نداشت . نزديك خوابگاه دختران نبود اما بچه هايي داشت كه علارغم همه اين ضعف ها و كمبود ها خوشحال بودند و مي خنديدند و فقط با خوابگاه خودشان حال مي كردند و غير از آن ها كسي اين را درك نمي كرد . آن ها بودند و خوابگاهشان , خوابگاهي كه همواره ساكنانش تا صبح بيدار بود با آن ها مي خنديد, با آن ها مي گريست و با آن ها همدردي مي كرد و مرهمي بود بر دل فرزندانش . هر چند عنووان و حسودان بر او برچسب ليانشانپو زدند . اما آيا با اين تفاسير او ليانشانپو بود . حتي اگر مي بود فرزندانش به اين ليانشانپو افتخار مي كردند و از صميم قلب دوستش داشتند و دلبسته او شده بودند . دلبسته ديوارها, راهروها , حياط , سالن تلوزيون بوفه خالغمو , سرويس هاي بهداشتي آشپزخانه و بخچال هايي كه مانند ساكنانش خالي و تهي از هر چيزي بود . خوابگاهي كه روزگاري جايگاه مرداني دريا دل بود . همان ها كه ارازل و اوباش خواندنشان . همان ها كه جز عشق و مستي و راحتي در دل خود چيزي نداشتند ( اگرچه در ريه هاشان دود مي چپاندند) مرداني كه نخواستند گوسفند وار زندگي كنند شواخي هايي كه نعره هاشان لرزه بر اندام دشمنان مي انداخت . حاج مهدي هايي كه مظهر دين و راحتي بودند شهاب هايي كه مظهر تنهايي , ميرابي هايي كه نماد عشق , حامدها , بهنام ها و حسن هايي كه سمبل شادي و سرور – رسول هايي كه نماد امانتداري , صادق ها و محمدهايي كه نما د غرور و سادگي بودند . آيا به راستي اينان ارازلند . آيا جي مهد ارازل و اوباش بود .
امروزه وقتي از جلو سالن تلوزيون خوابگاه رد مي شدم ديدم تلوزيون كارتون بچه هاي مدرسه وات را پخش مي كنه . با اون آهنگ محشرش . يه حس خاصي بهم دست داد و با اين آهنگ رفتم به گذشته . به دوران شيرين كودكي . به اون روزايي كه هنوز بچه بوديم . اون روزايي كه هيچي حاليمون نبودو الان خيلي حاليمونه . همون روزايي كه هنوز بزرگ نشده بوديم .آره همون روز ايي كه دوست داشتيم بزرگ بشيم . همون روزايي كه كارتون مي ديديم . روزايي كه عصرهاي چهارشنبه از جلو تلوزيون تكون نمي خورديم و همراه مامانامون پسر شجاع رو مي ديديم . همون روزايي كه موقع تماشا كارتون بچه + مي شديم و شيطوني كردن يادمون مي رفت همون روزايي كه با كارتونا زندگي مي كرديم همون روزايي كه آنت داشتيم . لوسين داشتيم ، دني ، كلوز، دكترگيبت ، بل ، سباستين ، استرلينگ، رامكال ، سرندي پيتي، آقاي ولف، پل كوچولو ، بنر، عمو جغد شاخدار ، سو ، موش كوهستان ، سگ بران ، نيك و نيكو ، چهار دست ، لوسين ، كيت ، كلارا ، واتو واتو ، تنسي تاكسيرو –چاملي ، چوبين ( كه چه كيفي مي داد موها شو بكشي) و يا عصر كه از مدرسه مي اومديم بچه ها ي مدرسه وات كه يه مشت بچه + بودن و درسخون – انريكو- ارنست – گالوني- فرانچي – خانم دلگارچي- آقاي پربوني و خيلي هاي ديگه كه الان يادمون رفته چي بودن و كي ؟ اصلاًتو يادت هست آخر كارتون بچه هاي كوه آلپ چي شد ؟ نل به مامانش رسيد يا نه چوبين چي ، آره چوبين . اين همه دنبال مادرش گشت بعد آخرش مادر رو سانسورش كردن و مامونديم تو كف. آره يادمون رفه . همه اون شخصيت هايي كه تو دوران بچگي جزئي از زندگيمون بودن . جزئي از روياهامون و الان همشون رو فراموش كرديم . مثل خيلي چيزاي ديگه . شايد هم نه اما يه سؤال برا اونايي كه هنوز بچگي شون رو از ياد نبردن : اگه يادتون باشه : مادر مردگي قصه هميشگي كارتون هاي قديمي ژاپني بود . شما 10 شخصيت كارتوني كه مادراشونو تو بچگي از دست دادن برا ما بفرستين .
حمید رضا محدث حکاک کارشناس ارشد آموزش سلامت عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی مدیر گروه بهداشت دانشکده (از 1384 تا 1387) سرپرست کمیته تحقیقات دانشجویان(از 1384 تا 1386) سابقه 12 سال فعالیت علمی-پژوهشی، آموزشی و مدیریتی در کمیته های پژوهشی دانشگاه های علوم پزشکی سبزوار، مشهد و اصفهان.(و بجنورد) حوزه تخصصی : تکنولوژی آموزشی با تاکید بر شیوه های تدریس (سرپرست مرکز مطالعات و توسعه آموزش پزشکی)(از 1385 تا 1387) دانشجوي مقطع دكتراي تخصصي آموزش سلامت از 1387