مهران غفوریان

سلام

الان از سینما برگشتیم. دیشب رفتیم سینما(یعنی ۳شنبه چون الان فردا شده!!!). فیلم حلقه های ازدواج. کاری به فیلمنامه و ساختار فیلم و این جور چیزها ندارم در کل کلی حال کردیم با مهران غفوریان. کلی ما را خندانید!!!

غفوریان رو خیلی دوست دارم . این علاقه از سریال این چند نفر شروع شد(هژیر ها و به خصوص نقش عمو تیپر) و زیر آسمان شهر ۱و ۲.

شب خوبی بود.

شب بر همه ی شما خوش باد.

به یاد واسیلی گوجا

سلام

چون این روزها بحث تراکتور خیلی داغ شده، من هم یاد واسیلی گوجا افتادم . مربی رویایی شهر تبریز. کسی که به نظر من خدمات بسیاری به فوتبال آذربایجان و ایران انجام داد. مردی اهل کشور رومانی که بدون مترجم و به زبان ترکی بابازیکنان ارتباط برقرار می کرد(البته در سال های آخر). خیلی با خاطره ی خوشی از ایران نرفت. کلا ما ایرانی ها خوش استقبال و بد بدرقه هستیم.

می خواستم تحلیل جامعه شناختی خودم رو در مورد طرفداری از تیم تراکتور بنویسم ولی به خاطر جو ناسالم ایجاد شده و امکان بروز سوء تفاهم اون رو به زمان دیگه ای موکول می کنم.

در مورد تاریخچه تراکتور به اختصر اینجا مطلبی هست می تونید بخونید.

تراخـــــــــــــــــــــتور

* من از صحبت های کمالوند در برنامه ی دیشب ۹۰ بسیار ناراحتم . به نظر من ایشون اصلا صلاحیت نداره در برنامه های زنده ی تلویزیونی شرکت کنه. تهمت های ناجوری به عادل فردوسی پور زد و بدون هیچ منطقی نظرسنجی رو برد زیر سوال.همین آقای کمالوند یک زمانی مربی پیام مشهد بود که وقتی دستمزدش عقب افتاد رفت تهران و نصف بازیکنان رو که خودش آورده بود به تیم با خودش برد.وضع پیام رو هم که همه می دونیم در ان سال ها چگونه بود.

امسال هم وقتی نتونست با صنعت نفت کارش رو شروع کنه(به خاطر مسائل مختلف) مجبور شد برگرده تبریز و ادای آدم های فداکار و قهرمان رو دربیاره. دائم داره از احساسات پاک مردم تبریز سوء استفاده می کنه. آقای محترم مربیگری تون رو انجام بدین چرا ا زتفاوت های قومی و زبانی سوء استفاده می کنید. چرا وحدت یک کشور رو خدشه دار می کنید؟

من مطمئنم خیلی از همین استقلالی ها و پرسپولیسی ها اگه یه روزی تراکتور نماینده ی ایران  در آسیا باشه به عنوان نماینده ی ایران ازش حمایت خواهند کرد. همون کاری که خیلی از ما ها(پرسپولیسی ها) برای سپاهان انجام دادیم و البته تعداد کمتری از ما هم هنگام شرکت استقلال در جام های آسیایی .

دوست ندارم در این مورد زیاد بحث کنم.

من ایران رو دوست دارم و ایران برای من فقط شامل هم زبون های من نیست. ایران تشکیل شده از همه فارس ها، ترک ها، کردها، لرها، عرب زبان ها، بلوچ ها، مازنی ها، گیلکی ها، تات ها، لک ها،شمالی ها، جنوبی ها، شرقی ها ، غربی ها، با یک تاریخ مشترک و یک سرنوشت مشترک. با تمام خوبی ها و بدی ها،زشتی ها و زیبایی ها،دشت ها و کوه ها و رودها و ...

من ایران رو دوست دارم.

ایرانی  رو دوست دارم کاری ندارم به چه زبانی حرف می زنه، اهل کجاست، مهم اینه که ایرانیه.

موفق باشید

ای جامعه شناسی

اگه این بار بشه ... اگه دوباره بگن جامعه امتحان می گیرند... اگه دوباره برگردم به امتحان جامعه....

این شعری رو که چند روز پیش شنیدم حرف دل من در مورد جامعه شناسی است.

اگه یه روزی من تو رو دیدم

 اگه دوباره به تو رسیدم

 دیگه تو رو از دستت نمیدم

. بی تو یه آهم

 یه چشم به راهم

 به خط جاده

 مونده نگاهم

 بی تو یه دردم ...

همه با هم پرسپولیس

سلام

با این که دل خوشی از پرسپولیس ندارم و بعد از رفتن عابدزاده از این تیم دل بریدم . اما به هر حال بنا به مصالح کشور و ... به پرسپولیس رای دادم .

از همه ی شما قرمز ها و آبی ها هم می خوام که به تیم خودتون رای بدین تا خیلی ها که دچار توهم تعداد تماشاچی شدند وضعیتشون مشخص بشه.

با توجه به فرایندهای جامعه شناختی و نگاه جامعه شناسانه به مسائل جاری جامعه نظر من اینه که هر چه طرفداران پرسپولیس و استقلال بیش تر باشه نشانه ی خوبیه و ... به هر حال قوم گرایی یکی از علل تفرقه و از بین رفتن وحدت در یک جامعه است.


خبر تکمیلی: (ساعت۱۲ دقیقه ی بامدا دسه شنبه- تاالان ۵۰ درصد پرسپولیس)

خبر تکمیلی ۲:  (ساعت ۰۱:۰۱ بامداد سه شنبه- تاالان پرسپولیس ۵۱ درصد)

مشهد سلام

سلام

امروز رسیدم به مشهد. همه چیز خوبه. پدرم حالشون خوبه. اون قضیه انگشت هم هنوز انجام نشده ولی خواهد شد، البته پدر حالشون خیلی خوبه. قرار شده جمعه با ایشون بریم طرقبه و شاندیز صفاسیتی!!!

خب با خیلی از دوستان نتونستم خداحافظی کنم . آقای عزیزی هم یکی از این دوستان هستند. از همین جا از همه عذرخواهی و خداحافظی می کنم.

آقایان عزیزی، ذکایی، دهقانی،محمدیان،عزیز،و ...

 

تا ساعاتی دیگر

سلام

هنوز ناهار نخوردم. اکثر وسایل داخل ماشینه و من اومدم اینجا تا آخرین پست قبل از رفتن رو هم بنویسم.

تا یکی دو ساعت دیگه حرکت می کنم.

به امید خدا

موفق باشید

(ساعت ۱۶:۲۱)

بعد از ظهر حرکت به سمت مشهد

به احتمال بسیار زیاد بعد از ظهر به سمت مشهد حرکت می کنم. نمی دونم آقای باقرلی هم با من تشریف می آورند یا خیر.

موفق باشید

پاسخ به یک سوال

سلام

امروز بعد از امتحان جلوی در دانشکده منتظر تاکسی بودم و غرق در امتحانی که خراب کرده بودم که یکی از دانشجویان ارشد اومدند و یک سوالی در مورد تحقیقشون پرسیدند. خب من تمرکز نداشتم و بعد هم سرویس خوابگاه ایشون آماده ی حرکت شد و من نتونستم وقت کافی برای پاسخ ایشون بذارم . از اون موقع تا اینجا که اومدم (الان در میدان انقلاب و در یک کافی نت هستمساعت ۱۱:۳۰) کلی عذاب وجدان گرفتم و گفتم قسمتی از پاسخ رو اینجا براشون بذارم و اگه شد بعدا در یک فرصت دیگه بحث کامل رو براشون بذارم اینجا.

اما

۱- می شود در یک تحقیق از چند نوع مطالعه استفاده کرد و این منافاتی با اصل تحقیق ندارد. البته بهتر است موضوع اختصاصی تر و روش هم اختصاصی تر باشد اما کار شما هم مشکلی ندارد

۲- بله آن را می توانید در قسمت متدولوژی توضیح دهید

۳- یک نکته در صحبت های شما بود که گفتید می خواهید بروز را بسنجید و البته فرمودید مطالعه مقطعی است همان طور که می دانید در مطالعه ی مقطعی نمی توان بروز را اندازه گرفت.(مثلا یک مطالعه همگروهی می تواند یکی از مطالعات مناسب  برای این کار باشد)

۴- همان طور که مستحضرید مطالعات مقطعی به مطالعات شیوع مشهورند و برای بروز معتبر نیستند.

۵- در مورد نوع مطالعه و اکولوژی و ... می توان بیش تر بحث کرد

۶- در مورد GIS هم بحث زیاد دارم .

با عرض پوزش مجدد.

موفق باشید

عجب امتحانی

سلام

الان از جلسه ی امتحان می آم بیرون. تا حالا توی عمرم اینقدر در جلسه ی امتحان نبودم. همکلاسی ها هنوز در جلسه هستند.

نمی دونم ۱۸ صفحه بود ۲۰ صفحه بود. کلا خیلی صفحه بود.

جالب اینه که از ۶۰۰ صفحه ای که خونده بودم ۶۰ سوال اومده بود که بالای ۹۰ درصد پاسخ صحیح دادم ولی از اون ۱۰۰ صفحه ای که تو عمرم نخونده بودم ۴۰ تا سوال اومده بود که زیر ۱۰ درصد جواب دادم!!!

فکر کنم عادلانه این بود که از ۱۰۰ تا سوال حدود ۸۵ تا از اون ۶۰۰ صفحه و ۱۵ تا هم از اون ۱۰۰ صفحه می اومد چون از نظر اهمیت هم شبیه به هم بودند.

تازه از اسلایدها و بحث های کلاسی هم قرار نبود سوال بیاد که کلی سوال تشریحی اومد.

خلاصه خیلی بد بود.دیشب هم نخوابیدم با این اوضاع می ترسم برم توی جاده و تصادف کنم. دیشب هم بهم خبر دادند یکی از انگشت های دست  پدرم رو قطع کردند می خوان یکی دیگه رو هم قطع کنند.خلاصه خبرای بد پشت سر هم می رسند.

برای این که از این درس نمره ی کم نگیرم تا می تونستم به دانشجویان خودم ارفاق کردم مثل فضیل عیاض که گفت: او بر من گمان نیکو برده بود. من هم بر خدا گمان نیکو برده ام، گمان او راست گردانیدم تا خداوند گمان من راست گرداند.

فعلا تا بعد

دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت

فردا می روم مشهد و کوچ می کنم از این دیار ...

خرم آن روز کزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم وزپی جانان بروم


گرچه دانم بجائی نرود راه غریب
من ببوی سر آن زلف پریشان بروم


دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم


چون صبا با تن بیمار و دل بی طاقت
به هواداری آن سرو خرامان بروم


در ره او چو قلم گر بسرم باید رفت
با دل زخم کش و دیده گریان بروم


نذر کردم گر از این غم بدر آیم روزی
تادر میکده شادان و غزل خوان بروم


به هواداری او ذره صفت رقص کنان
تا لب چشمه خورشید درخشان بروم


تازیان را غم احوال گرانباران نیست
پارسایان مددی تاخوش و آسان بروم

منبع: خاطرات و ...