آخرین سفر
امروز کلاس آموزش بهداشت با مبارزه ها داشتم... برو بچ جالب و باحالی هستن ... خوشم می آد ازشون (اما بهشون نباید بگم چون پررو می شن)...
امروز روی روش ها کار کردیم و در آخر هم روش ایفای نقش رو کار کردیم... خب خوب بود.. روز خوبی بود...
شرح کامل تر بماند برای بعد از سفر...
سفری دیگرم در پیش است... دعوت شدم از طرف دانشکده علوم پزشکی گناباد برای تدریس در کارگاه تکنولوژی آموزشی... همیشه قبل از سفر یه حس غریب دارم...یه حس عجیب... هر سفری برام مثل سفر آخر می مونه.. کلا می دونین به نظر من زندگی یه جاده س و ما مسافرای اون جاده.... گاهی وقت ها مثل همین سفرهای گهگاهی تازه یادمون می افته به سفر بودن و مسافر بودن... شاید این آخرین سفر باشد ... اگه رفتیم و بلیت برگشتمون باطل شد حلال کنین ... اگه هم برگشتم که ....
با این جمله که امروز کلاس رو تموم کردم این متن رو تموم می کنم
: تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی، ولی برای بعضی ها تمام دنیا هستی