کارگاه تکنولوژی آموزشی گناباد
امروز کلی کار دارم (کلی کار هم انجام دادم )
امروز برای گروه بجنورد (در درس جمعیت شناسی برای تمرینات گروهی ، دانشجویان را به سه گروه تقسیم کردیم و قرار شد هر گروه برای خودشان یک اسم هم انتخاب کنند اسامی بدین شرح از سوی دانشجویان ارائه شد: ۱- بجنورد ۲- پاندروسا ۳- رامسر ) البته ۳ نفر از اونها ۱۳ مرحله انجام تحقیقشون رو برای بررسی نوع مرگ در تصادفات بجنورد بهشون دادم . امیدوارم این بار راضی باشند(چون توی پیام ها نوشته بودند برای انجام تحقیق ما رو خوب راهنمایی نکردین!!!)
ساعت ۱۱:۳۰ جلسه داریم برای انتخاب پرستار نمونه ( حالا من چرا باید در مورد پرستار نمونه نظر بدم نمی دونم . شاید فقط به خاطر اینکه مسئول مرکز مطالعات و توسعه آموزش پزشکی دانشکده هم هستم ... شاید...)
ساعت ۱۲ هم جلسه پنجم ارتقاء آموزش ضمن خدمت کارکنان است. من فقط روی قسمت نیاز سنجی، روش های تدریس و کلاْ تکنولوژی آموزشی آموزش ها کار می کنم.
اما این همه نوشتم و باز هم نتونستم از کارگاه تکنولوژی گناباد بنویسم. کارگاه جالبی بود برای من. تدریس برای کارشناسان و مسئولان ستادی معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی گناباد تجربه خاص و جالبی بود. به خصوص اینکه از قبل هم جبهه گیری شده بود و خیلی ها مدعی بودند که وقتی ما اینجا نیروهایی مثل دکتر مشکینی و مهندس مطلبی داریم چرا باید از دانشگاه دیگه استاد بیاریم. من کاری ندارم چرا از اون نیروها استفاده نشده بود. برای من مهم این بود که کلاس خوبی داشته باشم و بتونم حداکثر یادگیری رو در اون کلاس برای فراگیران فراهم کنم.
خب، خوشبختانه تا حد بسیار زیادی تونستم جبهه گیری اولیه رو از بین ببرم و ارتباط خوب و موثری رو با شرکت کنندگان داشته باشم. کار گروهی بعد از ظهر کارگاه و شرکت فعال شرکت کنندگان یکی از علائم برقراری این ارتباط بود( جو صمیمی و شرکت و فعال در تمام طول کارگاه هم یکی دیگر از این نشانه ها)
در کارگروهی بعد از ظهر هر کدام از گروه ها مجاز بودند طبق الگوی طراحی منظم آموزشی ، روش مناسبی رو انتخاب کنند و پس از کار در گروه اون رو ارائه بدهند . سپس افراد سایر گروه به نقد اون ها بپردازند(اول نقاط قوت و سپس نقاطی که باید تصحیح می شد) .
روش های انتخاب شده بدین شرح بود
۱- سخنرانی - موضوع بهداشت دوران بلوغ - گروه مخاطب: دختران سوم راهنمایی- به همراه پرسش و پاسخ در انتهای سخنرانی
۲- سخنرانی همراه نمایش عملی و پرسش و پاسخ - بهداشت دهان و دندان - دانش آموزان سال پنجم ابتدایی
۳- بازی- ( قصه و بازی کجای حرفم غلطه ؟ ) - بهداشت فردی- پیش دبستانی- (هدف : حیطه عاطفی )
۴- ایفای نقش - نحوه بازرسی بهداشت محیط و برخورد با مغازه داران نافرمان- گروه هدف: کاردانان تازه فارغ التحصیل بهداشت محیط که تازه استخدام شده اند یا طرحی هستند( چه گروه هدف طولانی ای!!!)
۵- توفان مغزی!!!( توفان فکری، بارش افکار، فرافکنی افکار...)-
*****
در مورد بازی ( و حتی ایفای نقش) مثل همه گروه های دیگه و جاهای دیگه که درس می دم یا بحثش پیش می آد این جا هم معتقد بودند که بازی فقط برای بچه ها خوبه ( حتی یکی می گفت ما که مسئولان ستادی هستیم نباید همه روش ها رو یاد داشته باشیم به ما فقط باید سخنرانی و کارگاه رو بگین) ولی من کاملا با این عقیده مخالفم . من اعتقاد دارم بازی از ابتدای زندگی تا لحظه مرگ می تونه برای ما جذاب باشه ... بازی های آموزشی می تونه برا ی همه سنین طراحی بشه... نکته مهم در اینه که این بازی ها به خصوص برا ی سنین بالاتر باید هوشمندانه تر، دقیق تر و با وسواس بیش تری طراحی بشه...
گاهی وقت ها اصلا ممکنه یه روش آموزشی به نوعی بازی باشه ولی چون فراگیر نمی دونه این هم یه بازیه یا بهشو نمی گن: حالا می خوایم بازی کنیم، جبهه گیری هم نمی کنه
مثال:
یک تمرین مدیریتی هست که برای مدیران در همه رده می شه اجراش کرد. مدیران در جلسه می نشینن و یکی از اونها به بحث و اظهار نظر در مورد یک موضوع می پردازه . هرگاه که اون گوینده از بحث اصلی خارج می شه و به بیراهه می ره بقیه شروع می کنن به گفتن : بله .. بله ... بله .. تا اینکه اون متوجه بشه و به موضوع برگرده و اون ها هم ساکت می شن... خوب این اگه اسمش بازی نیست چی می تونه باشه؟
من در حال طراحی یک سری بازی هستم که برای دانشجویان خودم در کلاس ها اجرا کنم ... دانشجو چه گناهی کرده که مجبوره ۹۰ دقیقه مثل مجسمه در کلاس ما بشینه و ... یاد فردریش فرابل افتادم ... کتاب زبان سال اول دبیرستان... یادتون هست... همونی که به خاطر سختی های مدرسه و بی روح بودنش وقتی بزرگ شد کودکستان رو طراحی کرد(کیند(ر)گاتن(گاردن) ) باغ کودک!!!
اگر اعتقاد ما اینه که در اون ۲ ساعت کلاس ما نمی تونیم همه چیز رو به دانشجو یاد بدیم و وظیفه خودشه که بره و مطالعه کنه و سرچ کنه و یاد بگیره ... پس لااقل راه های یاد گرفتن رو در کلاس ها به اون ها یاد بدیم... کاری کنیم که از کلاس های ما خاطره بدی نداشته باشن... کاری کنیم که اون ۲ ساعت جزء لحظه های شیرین و تکرار ناپذیر زندگی اون باشه( لازم نیست اون جا عملیات ژانگولر انجام بدیم یا دائم لطیفه تعریف کنیم تا بخندند یا ...)
باید برم دیرم داره می شه ... بعداْ مفصل تر خواهم نوشت .
ضمن تشکر از آقای دکتر محمد کمالی که لطف داشتن و وبلاگ من رو هم معرفی کردن ازشون می خوام اگه در مورد مطالب بالا نظری دارن ما رو هم راهنمایی کنن ... خوشحال می شم...
بدرود