شهریار
دیشب و امروز آخرین قسمت سریال شهریار رو نگاه کردم و خیلی متاسف شدم. از اینکه با یک فیلم ضعیف یک شاعر خوب رو خراب کنند ناراحت شدم. این سریال به نظر من بسیار ضعیف بود و نتونست شهریار رو به خصوص در ایام میانسالی و سالمندی به خوبی نشون بده. داستان زندگی شهریار جدا از جنبه شاعرانگی شخصیت اصلیش می توانست به یکی از بزرگترین و ماندنی ترین داستان های عاشقانه ما تبدیل شود. عشق نابی که در سرتاسر زندگی شهریار جریان داشت و با تک تک سلول هایش آمیخته بود به هیچ وجه در این سریال دیده نمی شد.
عدم روایت درست تاریخ،بازی ضعیف بازیگران و عدم تناسب نقش ها با بازیگران از اشکالات دیگر این سریال بود.کارگردانی ضعیف و بی دقت کمال تبریزی باعث عدم وجود روح واحد در این سریال شده بود و گاهی اشتباهات مضحکی را سبب می شد. مثلا شهریار در تمام دوران کودکی لهجه داشت ولی در تمام دوران جوانی بدون لهجه بود و باز در سالمندی لهجه داشت. اشعار شهریار توسط بازیگران به خوبی خوانده نمی شد(البته خواندن اشعار توسط اردشیر رستمی قابل قبول تر می نمود اما سیروس گرجستانی تمام زیبایی شعر را از بین می برد.)
در پایان تصاویری از مرحوم شهریار پخش شد که مشغول خواندن اشعار خود بود. با دیدن این تصاویر علاوه بر این که متوجه می شدیم بازیگران سریال شهریار چقدر بد و دور از روح شهریار اشعار را می خواندند، متوجه روح لطیف و عاشق شهریار نیز می شدیم.
سکانس پایانی فیلم جایی که ثریا به بیمارستان می آید و شهریار را از پشت شیشه اتاق نگاه می کند م یتوانست به یکی از ماندگار ترین، عاشقانه ترین ، غم انگیز ترین و اثرگذارترین سکانس تاریخ سریال های ایران تبدیل شود اما کمال تبریزی این سکانس را هم خراب کرد.
از اشکالات دیگر این سریال این بود که در واقع زبان اصلی و مادری شهریار آذری بود اما د راین فیلم روی هم ۱۰۰ کلمه هم صحبت نکرد. آن ها که با فرهنگ هم وطنان آذری زبان ما آنا هستند می دانند که آن ها معمولا سعی می کنند به زبان مادری صحبت کنند اما می دیدیم همه در تبریز فارسی صحبت می کنند و گاهی فقط کلماتی در حد ببخشید و چطوری و برو و بیا و... به زبان آذری گفته می شد. شاید بگویید پخش این سریال از تلویزیون ایران باعث می شود (به خاطر مخاطبانی که آذری نمی دانند) که کمتر آذری صحبت شود. من هم قبول دارم اما نه این قدر کم. آن قدر که انگار شهریار و همه مردم زمان او در تبریز فارسی صحبت می کردند. در واقع این هم به روایت واقع گرایانه فیلم لطمه می زند و هم جفایی است که بر شاعر می کنند. چون یکی از امتیازات شهریار این است که اشعار زیبای خود را به زبانی غیر از زبان مادری سروده است و این هنر او را دو چندان می کند.
به عنوان مثال می توان به سرودن "حیدربابا" اشاره کرد که مادر شهریار از او می خواهد اشعاری هم به زبان مادری بگوید تا مادرش هم متوجه اشعار او شود. اینجا معلوم می شود مادر شهریار تسلطی به زبان فارسی نداشته و یا علاقه ای به صحبت کردن به این زبان و مسلما او با شهریار به زبان آذری سخن می گفته است اما در سریال این گونه نبود.
********
سوء تفاهمی که از نوشته من در مورد شهریار برای بعضی از دوستان پیش آمده شاید به خاطر نوع نگارش من بوده است. در بزرگ بودن و اهمیت بالای شهریار در شعر و ادب فارسی هیچ شکی نیست. نمی توان از شعر معاصر ایران سخن گفت و از شهریار چیزی نگفت. حالا من یک سوال از شما می پرسم آیا اگر بگوییم سعدی از دیگر شعرای فارسی قوی تر است یعنی به شعرای دیگر توهین کرده ایم. آیا خود شهریار هم این ادعا را داشته است که از حافظ یا مولانا یا سعدی بالاتر بوده است. بحث شخص در اینجا مطرح نیست بحث اثر است بحث تاثیرگذاری و نماد هاست. شهریار شاعر بزرگی است . حتی من معتقدم در ترکی هم شاعر بزرگی است(چه بسا در آن از فارسی هم بالاتر باشد) مجموعه حیدر بابا در ادبیات آذری بی نظیر است .مثل بوستان سعدی است در زبان فارسی. غزلیات شهریار از دل بر می آید و بر دل می نشیند. همه این ها درست اما دلیل نمی شود که روز شعر فارسی را به اسم شهریار بگذاریم . نه برای اینکه زبان اصلیش آذری بوده ( هر که چنین اعتقادی داشته باشد احمقی بیش نیست) بلکه به خاطر این که شعرای بزرگتر از او هم کم نداریم. مگر مولانا بلخی نیست. مگر بعضی ها سعدی را عرب نمی دانند. نه، شهریار بزرگ است و بزرگ خواهد ماند اما روز شعر فارسی باید به شاعر بزرگ تری اختصاص یابد. و البته این چیزی از ارزش های شهریار کم نمی کند.