منبع: چراغ های رابطه

مهدي اخوان ثالث

عيد آمد و ما خانه ي خود را نتكانديم /اخوان ثالث (ویژه نوروز )

عيد آمد و ما خانه ي خود را نتكانديم
گردي نسترديم و غباري نستانديم


ديديم كه در كسوت بخت آمده نوروز
از بيدلي آن را زدر خانه برانديم


هر جا گذري غلغله ي شادي و شور است
ما آتش اندوه به آبي ننشانديم


آفاق پر از پيك و پيام است، ولي ما
پيكي ندوانديم و پيامي نرسانديم


احباب كهن را نه يكي نامه بداديم
و اصحاب جوان را نه يكي بوسه ستانديم


من دانم و غمگين دلت، اي خسته كبوتر
سالي سپري گشت و ترا ما نپرانديم


صد قافله رفتند و به مقصود رسيدند

ما اين خرك لنگ زجويي نجهانديم


ماننده افسونزدگان، ره به حقيقت
بستيم و جز افسانه ي بيهوده نخوانديم


از نه خم گردون بگذشتند حريفان
مسكين من و دل در خم يك زاويه مانديم


طوفان بتكاند مگر "اميد" كه صد بار
عيد آمد و ما خانه خود را نتكانديم


مهدي اخوان ثالث ، اسفند 1343