علایم عاشق شدن
ـــــــــــــــــــــــــــــ
وقتي صبح يك ساعت زودتر از خواب بيدار مي شي تا سرت رو ژل بزني .
وقتي پول يه ماهت رو مي دي تا يه شلوار توچشم بزن بخري , وقتي مي ري با هزار التماس پيرهن قشنگه رفيقتو قرض مي گيري , وقتي حتي تو روزاي امتحان وقت عزيزت رو تلف مي كني مي ري مي شيني روي نيمكت هاي جلو ايستگاه اتوبوس يا تابلو مي ري مي شيني رو صندلي هاي تريا .وقتي يكي از روزا اون ته دانشگاه كه مي بينيش روش قفل مي كني تا بياد و از جلوت رد بشه . وقتي گردنت قابليت چرخش 360 درجه پيدا مي كنه .
وقتي يكي از كنارت رد مي شه صدات رو بلند مي كني تا بگي ما هم هستيم . وقتي ته تهش مي ري جلو , دستات رو به هم كليد مي كني , گردنت رو كج مي كني و سرت رو مي ندازي پائين و زمين رو نگاه مي كني . مي گي ببخشيد شما جزوه فلان جلسه رو داريد من نبودم آخه ... , بعد تازه مي فهمي نه تنها ديگه به زمين نگاه نمي كني بلكه همچين زل زدي تو چشماش كه نگو. اونوقت دوباره سرت رو مي ندازي پائين ...
ولي نه اوستا . اين كه بري سر كلاس معارف از كلاس مامايي سر در آوردي . تازه بعد از 5 دقيقه كه مات و مبهوت بودي و نه فهميدي چه خبره و نه فهميدي دنيا دست كيه , تازه يادت مي افته چند شنبه اس و الان بايد سر چه كلاسي باشي بي خيال كلاس مي شيني روي يه صندلي . مهم نيست كجا . ولي بد جوري فكري شدي وقتي سه ساعت زير بارون قدم مي زني و بي خيال سينوزيت گرفتني , وقتي صد كيلومتر خيابونو تا پرستاري شخم مي زني و نمي فهمي, وقتي سر كلاس با چشماي پف كرده مي خوابي . وقتي ... بعضي وقتا كه به خودت مي آي , حتي نمي دوني به چي فكر مي كردي . شايد تا يكي دو روز نفهمي چرا و چطوري اين طوري شدي. ولي وقتي دوباره ديديش تازه مي فهمي چته شايد بدوني چه رشته ايه , شايدم ندوني , ولي مهم نيست. چون چه بدوني چه ندوني شديداً دنبال ايني كه بفهمي يا مطمئن بشي . وقتي به جاي فيزيك سر از شيمي آلي در آوري . وقتي ديگه رو هيچ كس كليد نكردي , ولي اونو از روي صداي كفشش شناختي . وقتي فقط اونه و بقيه رهگذرن اونوقت معلومه بععله. اگه در مورد هر كي , بقيه حرف در آوردند اصلات برات مهم نبود , ولي اگه در مورد اون حرف نامربوط زدن چسبيدي به سقف . يا اون يارو روچسبوندي به ديوار !! معلومه بععله اگه خودتو كشتي تا يه موضوع مشترك پيدا كني و بري باهاش حرف بزني , اگه موقع حرف زدن عين لبو قرمز شدي , اگه بعد حرفهات فهميدي كه سرت داره منفجري مي شه و تمام پيراهنت خيس عرقه معععلومه بعععله . اگه بهت جزوه نداد تا يه هفته افسرده شدي و دوباره و دوباره رفتي ازش جزوه بگيري , اگه بالاخره وقتي جزوه رو گرفتي از خوشحالي بال در آوردي و رفتي 5 سري از روش كپي كردي , آره داشم بله. عاشق شدي