...

در چنين روزگاري است که «مردن» براي يک مرد، تضمين «حيات» يک ملت است؛ شهادت او، مايه بقاي يک ايمان است. گواه آن است که جنايتي بزرگ، فريبي بزرگ، غصب و قساوت و جور حاکم است، شاهد اثبات حقيقتي است که انکار مي‌شود، نمونه وجود ارزش‌هايي است که پامال مي‌گردد، از ياد مي‌رود، و بالاخره، اعتراض سرخي است بر حاکميت سياه، فرياد خشمي است بر سر سکوتي که همه حلقوم‌ها را بريده است، شهادت، «شهادت» آن چيزي است که مي‌خواهند در تاريخ، «غيب» شود، و«نمونه‌» اي است از آنکه بايد باشد و «گواهي» است بر آنچه در اين «زمان» خاموش و پنهاني، مي‌گذرد و بالاخره، تنها شکل جهاد و تنها دليل وجود و تنها نشانه حضور و تنها سلاح حمله و دفاع و تنها شيوه، مقاومت «حقيقت» ، «راستي» و «عدالت» است، در عصري و در نظامي که «باطل»، «دروغ» و «ستم» آن را خلع سلاح کرده و همه سنگرهاي آن را در هم کوفته و همه، مدافعان و وفاداران آن را قتل عام، متلاشي و نابود کرده است و انسان بودن در پرتگاه انقراض و خطر مرگ هميشگي قرار گرفته است. همه اين معجزات از شهادت سر مي‌زند، و اکنون، در سال۶۱هجري، بايد يک منجي ظهور کند، يک موعود، و در اين قبرستان سياه و ساکت، يک قائم !‌ و حسين - آگاه از چنين رسالتي که تقدير تاريخي انسان، بر دوشش نهاده است - بي درنگ از مکه بيرون مي‌ايد و به سوي قتلگاه خويش، شتاب مي‌گيرد. او مي‌داند که تاريخ منتظر است. زمان که با دست ارتجاع و شرک به عقب باز گردانده مي‌شود، چشم به او دوخته تا گامي پيش نهد، و مردم که دراسارت خاموش و بي‌حرکت مانده‌اند، به قيام و فرياد او محتاج‌اند و بالاخره، پيام خدا - که اکنون به دست‌هاي شيطان افتاده است - از او مي‌خواهد که با مرگ خويش، اين فاجعه را شهادت دهد.


و اين است که:


ان الله شاء ان يراک قتيلا


و خدا خواست که تورا کشته ببیند

(دکتر علی شریعتی)

منبع:دنیای مجازی

ــــــــــــ

این ایام بر شما تسلیت باد