صبح یه روز خوب
الان ساعت حدود ۱:۰۵ بامداد سه شنبه است.و من بعد از دیدن برنامه ی ۹۰ اومدم تا تکالیف فردا رو برای درس جامعه شناسی آماده کنم. بعد از مدت ها که به خاطر کلاس های سه شنبه در کرج نود نمی دیدم حالا کلی با ۹۰ حال کردم.
این چند روزه ی تعطیلات فرصت خوبی بود برای من که خودم رو بازیابی کنم و مسیر ونقشه ی آینده ام رو دوباره بازنگری کنم. خب البته که نتایج بسیار خوب یهم داشت. هر چند که این روزها به سرماخوردگی آن هم از نوع شدیدش مبتلا شده ام اما باز هم روزهای خوبی بود.
همیشه در مشهد این روزها رو می رفتیم در محبان الرضا برای عزاداری و مراسم تاسوعا و عاشورا ... اما در تهران... خب می دونید هیچ جا مشهد نمی شه
(لا اقل برای من)
روزهای خوبی رو برای همه آرزو می کنم.
شاد باشید و پیروز
بدرود
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۸/۱۰/۰۸ ساعت 1:10 توسط همانی که نبود
|