سلام

امروز تقریبا بعد از یک هفته ی وحشتناک که به چیزی شبیه به آنفلوانزا دچار شده بودم کمی حالم بهتر است. به هر حال با کلی مایع درمانی و میوه درمانی و سوپ درمانی و دارو درمانی و بخار درمانی و استراحت درمانی و پرهیز درمانی رسیدم به حالتی که م یتونم بدون مشکل چند صفحه کتاب بخونم و تقریبا به یک فرد کمی نرمال شبیه بشم!

بیماری اون هم درست نزدیک امتحانات! م یخواستم این ترم معدل رو ببرم بالاتر. هنوز فکر کنم (اگه دوباره سرما نخورم) ۴-۳ روز دیگه لازمه که خوب خوب بشم و تازه زندگی عادی رو شروع کنم.

(سال ها پیش حدود ۱۲-۱۰ روز مونده به کنکور سراسری هم دقیقا همین طوری مریض شدم و اون روزها حتی فکر نمی کردم بتونم برم سر جلسه ی کنکور ... هر جوری بود خودم رو به جلسه رسوندم و حالا بعد از اون سالها پله پله اومدم تا اینجا که رسیدم به شما!!! پله پله تا ملاقات شما!)

جالب این چند وقت با هر کسی تلفنی صحبت می کردم اول منو نمی شناخت و بعد می گفت: اوه! معلومه که سرمای سختی خوردی!!

ــــ

پدرم هم هنوز در بیمارستان بستری هستند و یک قسمت از عمل جراحی شون انجام شده. مثل همیشه سرشار از روحیه هستند . باید صبر کنیم تا هفته ی بعد برای عمل جراحی اصلی و پر از ریسک .... .مطمئنم که اون هم به خوبی انجام می شود. ان شاء الله

---

۲ هفته ی دیگه کارگاه مهارت سخنرانی دارم . امیدوارم اون موقع صدام برگشته باشه به حالت عادی خودش!

از شنبه دوباره می آم بیرون! و بعد ار یک هفته استراحت مطلق(فقط سه شنبه کلاس جامعه شناسی رو رفته بودم و دیگر هییچ)که آفتاب و مهتاب من رو ندیدند و مثل یه زندونی دلم لک زده بود برای بیرون رفتن و استشمام هوای آزاد آزادی! می آم بیرون و می رم دانشگاه!