پنجشنبه 17 دی 1388
۱- امروز خبردار شدم که حال پدرم بهتر شده و هوشیاری شون رو هم به دست آوردن و تونستن حرف بزنند(ساعت ۷ صبح این اتفاق افتاده)البته من هنوز موفق نشدم با ایشون صحبت کنم
۲-گویا دیروز یکی از پزشکان پدرم تشخیص مننژیت داده بودند و می خواستند اقدامات درمانی و تشخیصی آن را شروع کنند که باز برادرم سر می رسد و اجازه ی این کار را نمی دهد و ادامه ی درمان ضد متوکلروپرامید و حساسیت ناشی از آن را توصیه می کند که اساتید هم تایید می کنند. نتیج این که امروز انقباض و اسپاسم عضلات گردن از بین رفته، هوشیاری بر گشته و پدرم صحبت می کنند.
۳- دوستان لطف کردند و در مورد مطلب دیروز پیام گذاشته بودند. فقط می خواستم چند نکته را بگویم
الف- اینجا و در این بحث فقط موضوع،گلایه و درد دل کردن بود نه ریشه یابی مشکل که خود مبحثی دیگر است
ب- هیچ وقت نباید مطلق صحبت کرد. منظور من اتفاقاتی بود که در این چند ساله شاهد آن بودم نه اینکه پزشکان و پرستاران را زیر سوال ببرم. برادر خودم پزشک است و به او ایمان دارم و می دانم چه سختی ها و مشکلاتی در این کار وجود دارد.
- خطای پزشکی جزئی از درمان است(مثل خطای داوری در فوتبال) و با این خطاها نباید کل شغل و حرف و آدم های آن زا زیر سوال برد. اما این نکته را هم باید قبول کنیم که اگر درمانگر تمامی وظایف خود را به درستی انجام داده باشد و خطایی رخ دهد پذیرش آن آسان تر است. نه این که اصول اولیه را هم رعایت نکنیم. مثل شرح حال بیمار را دقیق نگیریم یا دقیق مطالعه نکنیم.*
ج- ما تحقیق علمی و جامعی انجام ندادیم که بگوییم اکثر پرسنل درمانی کارشان را با تعهد و درست انجام می دهند یا نمی دهند. اما اگر اکثرشان کارشان را درست انجام نمی دادند امید به زندگی در کشور اینقدر افزایش پیدا نمی کرد یا معلولیت ها و نقص های جسمانی در این سال ها کاهش پیدا نمی کرد. من ایمان دارم که نیروهای اخلاقی و متعهد و با سواد در اکثریت هستند و البته مقداری از مشکلات هم به سیستم اداری و درمانی ما بر می گردد. پس لطفا از جاده ی انصاف خارج نشویم.(البته این را هم قبول دارم که تعداد افراد بی تعهد و خطاهای ناشی از بی سوادی یا بی تعهدی هم کم نیست . خیلی هایش در این سال ها برای ما اتفاق افتاده است)
د- اگر بیماران هم حقوق خود را بدانند قسمتی از مشکلات کم خواهد شد.
ه- و به یاد بیاوریم چند بار جان ما یا عزیزانمان توسط کادر درمان(پزشکان ، پرستاران و ...) نجات پیدا کرده است.
برای تمامی پزشکان و پرستاران متعهد و پای بند به اصول حرفه ای آرزوی موفقیت و سعادتمندی دارم(و همه ی افراد تاثیر گذار بر سلامتی جامعه)
ــــــــــــــــــــ
*چند سال پیش پدرم در بیمارستان بستری بودند و به علت قند خون بالا (حدود ۵۰۰)پزشکان برایشان هم انسولین ریگولار(کریستال) و هم انسولین NPH تجویز کرده بودند. چند روزی به همین ترتیب گذشت و به میزانی که قند کاهش پیدا می کرد میزان انسولین نیز هم. البته در دستور پزشک مشخص شده بود که به ازای هر میزان قندخون ناشتا چه مقدار انسولین تزریق شود و نیز مشخص شده بود اگر قندخون ناشتا زیر 200 بود انسولین ریگولار تزریق نشود(همان طور که می دانید انسولین ریگولار سریع التاثیر است و تازه در آن روزها فکر میکنم به صورت IV به پدرم تزریق می شد. البته مطمئن نیستم).خب بک روز صبح پرستار محترم با گلوکومتر تشریف اوردند و قند خون ناشتا را گرفتند چند بود؟70!!! ""البته ممکن است دستگاه ۱۰ تا ۲۰ واحد خطا داشته چون علائم کاهش قند نداشتند اما ۹۰ هم کم بود برای ...""بعد از چند دقیقه هم امدند با انسولین ریگولار و 20 واحد انسولین NPH!! خب البته برادرم با مسئولیت خودش جلوی پرستار محترم را گرفت و اجازه ی تزریق نداد. جالبه یک بیماری دیابتی که هر موقع قند خون او از 130 پایین تر می آید علایم هیپوگلیسمی نشان می دهد و با قندخون 70 حتی انسولین عادی روزانه اش را هم نباید دریافت کند-8 واحد- حالا قرار است که چند واحد ریگولار و 20 واحد NPH دریافت کند. به نظر شما از این بیمار چه چیزی باقی خواهد ماند.
_____
خب سعی می کنم فعلا از این فضا خارج شوم .
موفق باشید