والسلام نامه تمام
امتحانات ما هم تمام شد.
امروز بدک نبود. هر چند عالی هم نبود.کلا متوسط بود![]()
فقط موارد ذیل مانده :
۱- پروژه ی آقای دکتر بوالهری
۲- پروژه ی آقای دکتر تقدیسی
۳- پروژه ی خانم دکتر صلحی
۴- پروژه ی خانم دکتر دهداری
۵- سمینار نقش آموزش بهداشت در توسعه اجتماعی
![]()
![]()
![]()
یاد اون بازرگان مالیخولیا افتادم که در جزیره ی کیش(؟) با سعدی هم صحبت شده بود.
«همه شب نیارمید از سخن های پریشان گفتن که فلان انبازم به ترکستان و فلان بضاعت به هندوستان است و این قباله ی فلان زمین است و فلان چیز را فلان ضمین. گاه گفتی خاطر اسکندریه دارم که هوایی خوش است و باز گفت که نه، دریای مغرب مشوش است.
سعدیا سفری دیگرم در پیش است اگر آن کرده شود، بقیت عمر خویش به گوشه نشینم. گفتم آن کدام سفر است؟
گفت: گوگرد پارسی خواهم بردن به چین که شنیدم قیمتی عظیم دارد؛ و از آن جا کاسه ی چینی به روم آورم و دیبای رومی به هند و فولاد هندی به حلب و آبگینه ی حلبی به یمن و برد یمانی به پارس و زان پس ترک تجارت کنم و به دکانی نشینم»(کلیات سعدی،نسخه محمد علی فروغی،باب هشتم،صفحه ی ۹۳، انتشارات سما،چاپ اول. ۱۳۸۶.)
حکایت ما هم شده حکایت این بازرگانه! بعد از این امتحانات و پروژه ها ، درس تعطیل کنم و به کنج خانه نشینم و دمی بیاسایم.
موفق باشید