"پدر ! اکنون با الهام از تمام کلمات عاشقی عالم و با خالصانه ترین ارادت ها و زیباترین کلمات و صمیمی ترین احساسات ، با علم به همه خوبی هایت و با عشق به تمام بزرگواری هایت و با اعتراف به همه مظلومیتت و با استفاده از این قلم قاصر و این زبان الکن و با شوری که از یاد آوری عظمتت د ردلم به پا می شود با بغضی گرفته در گلو و اشکانی در چشم و دلی مالامال از عشق تو ، فریاد می زنم:

پدر! دوستت دارم..."

 

سلام

پس فردا روز پدر است...

این اولین روز پدری است که ما باید بدون پدر پشت سر بگذرانیم.انگار همین دیروز بود که تازه روز پدر رسم شده و بود ما نمی دانستیم چه باید بخریم.یاد هدیه های قایمکی به خیر. یاد کیک های یواشکی به خیر. فکر کنم بهترین هدیه ای که به پدر دادیم گوشی تلفن همراهی بود که هیچ گاه از خودشان جدا نمی کردند.تا آخرین لحظات همراهشان بود. این اواخر چون چشمهایشان دیگر قادر به تشخیص ساعت نبود،با ساعت گویای تلفنشان زمان را پیگیری می کردند.

 باورم نمی شه... امسال دیگه نمی تونم به خونه زنگ بزنم و با پدر صحبت کنم و تبریک بگم.

(این نوشته تکمیل می شود)