نهصد و نود و نهمین پست
سلام
۱- این نهصد و نود و نهمین پست است گویا
۲- هزارمین پست را کی و چگونه بنویسم خدا می داند
۳- در مورد بازدید ها مروری کنیم مطالب قبلی را در لینک های زیر
http://manma.blogfa.com/post-151.aspx
http://manma.blogfa.com/post-700.aspx
http://manma.blogfa.com/post-160.aspx
۴- الان درگیر آماده شدن برای ژورنال کلاب فردا هستم. از اونجا که عنوان مقاله مستقیما حرفی از سلامتی نداره و ممکنه برای بعضی ها دور از ذهن باشه احتمالا فردا جلسه ی چالش برانگیزی خواهیم داشت.
۵- ایستادن پشت پنجره ی اتاق و نگاه کردن مردمی که اون بیرون در حال رفت و آمد هستند خیلی جالب و آموزنده است. از بچه هایی که دنبال پدر و مادرشون کودکانه و فارغ از مسائل این دنیا می دوند و بازی می کنند تا پیرمردی که تمام وزنش را بر روی عصایی چوبی انداخته است و با گام هایی لرزان قصد عبور از خیابان را دارد اما اتومبیل ها به او این اجازه را نمی دهند.یا رانندگانی که بر سر جای پارک با هم دعوا می کنند. پیرزنی که چرخ دستی سبزی و میوه جاتش در پی اش ناله کنان طی مسیر می کند. آری زندگی در پشت این پنجره جریان دارد و گویی چون نمایشی ، قسمت های مختلف زندگی ما را نشان می دهد از گذشته تا حال و تا آینده... من پنجره ی اتاقم را دوست دارم.
۶- فرا رسیدن ماه محرم بر شما تسلیت باد

۷- روز دانشجو بر شما دانشجویان عزیز گرامی باد
۸- الان فرداست!!!(سه شنبه ساعت ۲:۱۳ ) من هنوز بیدارم و مطالب ژورنال کلاب را کامل می کنم. برای اولین بار ۹۰ را نگاه نکردم.
۹-ژورنال کلاب هم به خوبی و خوشی برگزار شد.از تمام اساتید و دانشجویانی که تشریف آوردند سپاسگزارم. به خصوص از اون هایی که در بحث شرکت کردند و جلسه رو پربارتر کردند.
۱۰- الان فقط فکر کنم باید بخوابم. بدجوری خسته بودم امروز.
۱۱- می خوام هزارمین پست وبلاگ رو هم بنویسم اما انگشتانم هنوز درد دارند. شاید تا شب نوشتم شاید هم نه.
* در رسم الخط قدیم به صورت " تقوی" نوشته می شد!